تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
فتعال إلينا بعد وسيلك « 1 »
« وَ ما أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ »
« 2 » إن تجىء إلينا فهذا لك أولى « 3 » و إلّا
« أَوْلى لَكَ فَأَوْلى »
« 4 » ، و او از فرط غوايت آن « سند باد » « 5 » حكيمانه را در گوش ، باد سند « 6 » بل چون قطرهء سحاب در سندان بىاثر يافت ، و از امتثال امر آن جناب ، جناب « 7 » اختيار كرده از تلثّم [ 1 ] « 8 » درگاه سپهر مبانى متأنّى « 9 » و متأبى « 10 » گشت ، و يك پسر خود را با چند تن از رؤسا و عريضهء مزوّره « 11 » « أكذب من أسير السّند » « 12 » مشعر بر تقيّد « 13 » بقيد انقياد روانهء دربار فلك بنياد نمود و بلا به گريها بهانه‌هاى معلول پيش آورده بدرع تذرّع « 14 » تدرّع « 15 » و بحبل « 16 » تحيّل « 17 » تمسّك جست . امّا نخيل « 18 » تخيّل اوجز تمر « 19 » ندامت ثمر نداد
« أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا »
« 20 » .
هامش
[ 1 ] - يو ، تليثم . ( 1 ) - سود نمىدهد ترا گريختن بلكه مىكشد ترا به هلاكت و مىگويد شمشير ما به زبان تيز ، ما نزديك‌تريم به تو از رگ گردن پس بيا بسوى ما پس از دستاويزهاى خود . ( 2 ) - و نمىخواهم كه مشقت نهم بر تو ( از آيهء 27 سورهء قصص ) . ( 3 ) - اگر بيايى بسوى ما پس اين براى تو سزاوارتر است ، و گرنه . ( 4 ) - سزاوارتر است پس سزاوارتر ( آيهء 34 سورهء القيامة ) . ( 5 ) - نام كتابى است در نصايح و پنديات . . . ( برهان ) . اصل اين كتاب به زبان پهلوى است و در دورهء سامانيان به فارسى ترجمه شده و آن ترجمه از ميان رفته است . در قرن ششم هجرى بهاء الدين محمد ظهيرى مجددا تحريرى از آن كرده است . ترجمهء ظهيرى چند بار چاپ شده از جمله به سال 1948 با تصحيح آقاى احمد آتش در استانبول بچاپ رسيده است . ( 6 ) - بادى كه كس نداند از كدام طرف مىآيد ( حواشى . مأخذ ديده نشد ) . ( 7 ) - دور شدن ( ر ب ) . ( 8 ) - بوسه دادن ( حواشى ) . در فرهنگها از اين باب بدين معنى نيامده . ( 9 ) - درنگ‌كننده ( ر ب ) . ( 10 ) - سرباززننده . ( 11 ) - به دروغ آراسته ( ر ب ) . ( 12 ) - دروغ‌گوتر از اسير سند . ميدانى در توجيه اين مثل نويسد : بدان جهت كه مرد پست از آنان دستگير شود و او خود را پادشاه شناساند . ( 13 ) - بند نمودن . بازداشتن ( ر ب ) . ( 14 ) - پر گفتن ( ر ب ) . ( 15 ) - زره پوشيدن . ( 16 ) - ريسمان . ( 17 ) - حيله كردن ( ر ب ) . ( 18 ) - خرماستان . ( 19 ) - خرما . ( 20 ) - آيا پنداشتند مردم اينكه واگذاشته مىشوند چون بگويند گرويديم ( از آيهء 1 سورهء عنكبوت ) .