تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
دودمانها دود به كرهء آتش رسيد ، و شرارهء اين شرارت به زبان زبانهء زبانا « 1 » سوز زبانيه گداز ، نداى
« ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ »
« 2 » بر اهل شهر بركشيد . صغار و كبار از هر كنار أنين « 3 »
« أَ فَتُهْلِكُنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ »
« 4 » سرودند ، و فتنه‌گران از هر طرف طنين
« وَ ما تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ »
« 5 » شنودند ، و به علاوهء اين قتل مفرط چهارصد و هفتاد تن هم كه بر سر فيل‌خانه رفته بودند تمامى از غلطكارى به ورطهء قتل و قلت « 6 » در افتادند ، و از اين ديوانگى مانند شاخ بيد مجنون آويختهء دار سياست گشتند ، و عاقبت آن گروه باغى « 7 » چنارآسا به آتش خويش سوختند ، و روز زندگى را بر خود شب تار ساختند . « من شبّ نار الفتنة كان وقودا لها » « 8 » جميع اشيا و اسباب بيوت از سرر مرفوعة « 9 » و أكواب موضوعة « 10 » و نمارق مصفوفة « 11 » و زرابى مبثوثه « 12 » تا سفاطه « 13 » و سقاطه « 14 » و
هامش
( 1 ) - ر ك ح 12 ص 103 . ( 2 ) - بچشيد عذاب خود را . ( از آيهء 14 سورهء ذاريات ) . ( 3 ) - ناله . ( 4 ) - آيا پس هلاك مىكنى ما را بدانچه كردند تباه‌كاران . ( از آيهء 172 سورهء اعراف ) . ( 5 ) - و كيفر داده نمىشويد مگر به چيزى كه مىكرديد . ( آيهء 38 سورهء صافات ) . ( 6 ) - هلاك شدن ( ر ب ) . ( 7 ) - تبه‌كار . ( 8 ) - كسى كه افروخت آتش فتنه را ( خود ) . فروزنيهء آنست . ( 9 ) - تختهاى بالا رفته يا رفيع قدر . ( 10 ) - و كوزه‌هاى بىدسته . ( 11 ) - و بالشهاى نهاده برهم . ( 12 ) - و فرشهاى عريض كه گسترده شده در هرجا . و اين فقرات ( 9 - 12 مأخوذ است از آيات 13 - 16 سورهء غاشيه . ( 13 ) - رخت خانه ( ر ب ) . ( 14 ) - آنچه برافتد از چيزى . ( ر ب ) .