تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
چون درخت كهنسال از پا درآمدند . بدروشانى [ 1 ] « 1 » كه در پيش چهرهء انورشان قرص بدر كلف « 2 » مىنمود ، به لطمهء جور بدروشان كلف « 3 » كلفت گرفتند ، و ماه‌طلعتانى كه مهر « 4 » رويشان در برقع « 5 » ، فروزان‌تر از روى مهر « 4 » در برقع « 6 » بودى آثار
« وَ خَسَفَ الْقَمَرُ »
« 7 » بر منصّهء حال و ناصيهء احوال ديدند . گل‌عذارانى كه هزار هزار « 8 » زار « 9 » در گلزار حسن داشتند چون سبزه پامال حوادث گشتند . يوسف‌صفتانى كه در جنب جيب « 10 » جنّت شميم « 11 » پيراهنشان بوى عزيز مصر « 12 » سر از گريبان بر نياوردى ، ربودهء گرگان نوائب شدند . رنّات « 13 » ربّات حجال « 14 » به آسمان پيوست ، و صعود افواج آه و نالهء ضعيفان ، راه بر نزول جنود رحمت يزدان بست . از دود « 15 »
هامش
[ 1 ] - از اين كلمه تا كلمه گرفتند : در عت و ط چنين است ، بدروشانى كه از سيماى حسن‌شان آيهءوَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍظاهر بودى و لطمهء جور . . . ( 1 ) - ج بدروش مانند ماه شب چهارده . ( 2 ) - سياهى زردىآميز ( ر ب ) . سياهىها كه بر قرص ماه ديده مىشود . ( 3 ) - خال روى . رنگ روى ميان سياهى و سرخى ( ر ب ) داغ . و اضافهء كلف كلفت اضافه مشبه به است بمشبه . ( 4 ) - آفتاب . ( 5 ) - روىبند . ( ر ب ) . ( 6 ) - و بضم اول و سوم نيز ، آسمان هفتم يا چهارم يا نخستين ( ر ب ) . ( 7 ) - و گرفته شد ماه . ( از آيهء 8 سورهء القيامة ) . ( 8 ) - بلبل . ( 9 ) - عاشق . ( 10 ) - گريبان . ( 11 ) - بهشت بو . ( 12 ) - مقصود حضرت يوسف است و در آن اشارتى است به داستان پيراهن يوسف كه براى پدر فرستاد و يعقوب بوى يوسف را از آن بوييد . ( 13 ) - رنة بفتح اول و دوم و تشديد دوم ، آواز گريهء در حلق بازگردانيده . ( ر ب ) . ( 14 ) - پرده نشينان . خداوندان حجله . ( 15 ) - غم و اندوه ( برهان ) .
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 472 | سيد جعفر شهيدى / ميرزا مهدي خان استر آبادى