تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
ثقيل را دو نيم مىكردند ، و « زال زابلى » « 1 » و « مهراب » [ 1 ] « 2 » كابلى را زال زبون و بندهء كمين « 3 » مىشمردند ، در مكمر « 4 » كمين و مكان كمين مكين « 5 » گشتند . صبحگاهان كه ترك جوشن پوش سپهر براى دفع سپاه ظلام از سر جنگ سرخنگ « 6 » مهر بعرصهء افق برانگيخت ، جمعى بحوالى قلعه درآمده برسم اخداع « 7 » معركه‌آراى مثار « 8 » نزاع و قراع « 9 » شدند . قلعگيان نيز
« يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلى شَيْءٍ »
« 10 » پذيرهء رزم گشته بديزهء [ 2 ] « 11 » جلادت راكب و به اجتراء « 12 » و اجتراد « 13 » راغب گشتند . دليران كرده كار كردگار را ياد كرده از كمينگاه تكاور انگيخته ، چون گرد گردان « كردان » گرد آن ناحيه آهنگ چرخ گردان كرد ، آن گروه مبهوت و مهبوت « 14 »
« إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً »
« 15 » از مقام قرار انفضاض [ 3 ] « 16 » و شير شكاران
هامش
[ 1 ] - ط ، محراب . [ 2 ] - يو ، پذره . [ 3 ] - يو ، انقضاض . ( 1 ) - پدر رستم . ( 2 ) - بمعنى مهرا است كه نام پادشاه و والى كابل باشد ( برهان ) . ( 3 ) - كمترين . ( 4 ) - كمينگاه ( 5 ) - جايگير . ( ر ب ) ( 6 ) - چنين است در نسخ و ظاهرا سبزخنگ ، اشهب . ( 7 ) - فريفتن ( 8 ) - جاى برخاستن گرد . ( 9 ) - واكوفتن يكديگر را . ( 10 ) - مىپندارند كه ايشان چيزى هستند . ( از آيهء 19 سورهء مجادلة ) . ( 11 ) - ديزه . چاروايى كه رنگ آن به سياهى و سبزى مايل بود . اسب كه از كاكل تا دمش خط سياهى كشيده باشد . ( برهان ) . ( 12 ) - دلير گرديدن . ( ر ب ) . ( 13 ) - با شمشير برهنه بميدان آمدن ( حاشيهء نو ) در منتهى الارب . اقرب الموارد . تاج العروس . منتخب اللغات . كنز اللغات ديده نشد ، و اجتراد بمعنى پنبه زدنست . ( 14 ) - بددل و بىخرد ( ر ب ) . ( 15 ) - نمىخواهند مگر گريختن را ( از آيهء 13 سورهء احزاب ) . ( 16 ) - پراكنده گرديدن ( ر ب ) .