در بيان تسخير قندهار و قلع افاغنه بتأييد رب العالمين [ 1 ]
« فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ »
« 1 » بعد از آنكه از وشيزهء « 2 » نرم و شيرهء « 3 » بزم استحصال روح و استرواح روح و استجلاب أيانق « 4 » نعمت « 5 » و استحلاب أفاويق « 6 » نعمت به عمل آمد ، و جشن نوروزى با فرّ و فيروزى و يمن و بهروزى [ 2 ] بكامتوزى و بهجتاندوزى انقضا يافت ، نقشبندان قضا و قدر به خامهء شوق تسخير « قندهار » نقش قندهار « 7 » بر لوح ضمير اقدسش برانگيختند و بمفاد « مرّة عيش و مرّة جيش » « 8 » أعلام [ 3 ] عالمافروزى و كوكبهء رزمسازى و عدو سوزى بجانب مقصود اهتزاز ، و نسر نسرين « 9 » رؤيت نسرين نكهت رايت خاقانى به اوج خصمافكنى پرواز گرفت ، و در عرض راه بعرض رسيد كه در كوهستانات بختيارى « على مراد » مراد « 10 » مراد را به قلادهء تمرّد و گردنكشى مقلّد
هامش
[ 1 ] - يو ، اين سطر را ندارد
[ 2 ] - ط ، بهروزى
[ 3 ] - ط ، احلام .
( 1 ) - پس بنگر چگونه بود پايان ( حال ) تبهكاران ( آيهء 14 سورهء نمل )
( 2 ) - نازبالش بسيار پنبه ( از ر ب ) .
( 3 ) - اين كلمه مشكوك به نظر مىرسد يو ، ط ، به همين صورت و در نو ، شين ضبط شده شايد صورت متن صحيح است و از شيره نوعى شراب مقصود است كه بنقل برهان بوزه و بنگاب را در يكديگر داخل كنند .
( 4 ) - ج انيق ( حواشى ) ج ناقه ( المنجد ) و اضافه تشبيهى است
( 5 ) - نعمه ، آنچه بدان ديده روشن شود ( از ر ب ) .
( 6 ) - ج فيقه ، شيرى كه ميان دو دوشيدن گرد آيد در پستان .
( 7 ) - نقش قندهار ، صورت خوب و دلكش ( برهان ) .
( 8 ) - گاهى در خوشى و گاهى در جنگ ( ر ك مجمع الامثال ) .
( 9 ) - نسر واقع و نسر طاير كه دو ستارهاند ، نسر واقع در چنگ رومى و نسر طاير بر پر عقابست ( التفهيم ص 102 و 103 ) .
( 10 ) - گردن .