تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
نخلستان بصره براى اذخار « 1 » قلعگيان از روى شطّ زخار مىآمد ، طعمهء كام اختلاس و لماظهء « 2 » مذاق انتهاب « 3 » ساختند ، « أصاب تمرة الغراب » « 4 » ، و بر جميع باغات و بساتين
« مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها »
« 5 » مانند رجل « 6 » جراد دست يافته همه را پامال هلاك و دمار و علائم
« بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ »
« 7 » را نمودار كردند . « 8 » نهبوا عقارهم فى عقر ديارهم ، و ضيّعوا ضياعهم فى بحبوحة قرارهم ، و ارتعوا زرعهم ، و ضاقوا ذرعهم ، و أهلكوا حرثهم و أجعفوا عرسهم ، و خلوها من كلّ نبات و فرغوها من جميع أقوات و قوات حتّى خلا خلالها من الخل و الخمر و جلا جلالها عن الزّبيب و التّمر و ما بقى من حمزة إلّا قصّته فى أفواه زيد و عمرو ، و لا جزر فى تربها و لا عجم فى عربها و لا جزر فى الرّمق و لا شلجم للرّمق .
هامش
( 1 ) - ذخيره ساختن . ( 2 ) - آنچه ماند از طعام در گوشه‌هاى دهان ( ر ب ) . ( 3 ) - غارت كردن و غنيمت گرفتن ( ر ب ) . ( 4 ) - رسيد خرماى كلاغ را چه كلاغ نيكوترين خرما را برمىگزيند ، براى كسى مثال زنند كه به چيز گرانبها دست يابد ( مجمع الامثال ) . ( 5 ) - از آنچه مىروياند زمين از سبزيش و خيارش و سيرش و عدسش و پيازش ( از آيهء 58 سورهء بقره ) . ( 6 ) - دسته ، گروه ( اقرب الموارد ) و نيز رجل الجراد رستنى است كه به ترهء يمانى ماند ( ر ب ) . ( 7 ) - بيابان كشت نشده ( مأخوذ از آيهء 40 سورهء ابراهيم ) . ( 8 ) - غارت كردند آب و ملك آنان را در ميان خانه‌هاى آنان و تباه كردند آب و زمين آنان را در ميان قرارگاهشان و چرانيدند كشت‌هاى آنان را و تنگ ساختند طاقتشان را و تباه كردند كشتشان را و بر زمين افكندند درخت‌هاى آنان را و تهى كردند آن را از هر رستنى و خالى ساختند آن را از همه خوردنىها و نيروها تا آنكه تهى ماند لابلاى آن از سركه و شراب ( نيك و بد ) ما له خل و لا خمر ، اى جيد و لا ردى ( اقرب الموارد ) و خالى شد خنورهاى آن از موز و خرما و نماند از حمزه ( و آن تره‌ايست ترش و زبان گز ) مگر داستان آن در دهانهاى زيد و عمر و نه گزرى در خاك آن و نه دانه‌اى در گياه خشك آن و نه گوسفند فربه‌اى در رمه و نه شلغمى براى رمق .
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 308 | سيد جعفر شهيدى / ميرزا مهدي خان استر آبادى