« ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها أَذِلَّةً »
« 1 » مأمور بعود و اياب ساخته نهضت رايات منصور را موقوف ، و مقصود [ 1 ] ضمير را كفيتا [ 2 ] « 2 » بدين كيفيّت گوشزد خصم ممقوت « 3 » كردند كه :
فعلكم مدّ الظّل و شأنكم شنآن و غلّ و صلحكم فساد و خطل و سلمكم جهام غير وابل بل هو امر لا يبرك عليه الابل . و لا يترك هذا النّزاع الا بلبس اللّبوس و الدّرع و قبض السّيف و بسط الذّرع و يحصل بها المطلوب و لك وعد غير مكذوب « 4 » . پس براى ابلاغ اين خبر سفير مزبور بجانب بغداد و ايلچيان شاهى به دربار سپهر بنياد اهذاب « 5 » يافتند « إنّما يجزى الفتى ليس الجمل » « 6 » . اگر چه عزيمت تسخير قندهار در ضمير منير رسوخ داشت ، ليكن به حكم
« ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
« 7 » ، انجام آن كار را رهينهء « 8 » « الامور مرهونة
هامش
[ 1 ] - ط ، مقصود .
[ 2 ] - عت ، كيفيت .
( 1 ) - بازگرد بسوى آنان پس هرآينه بياريم بديشان لشكرى كه مقابله نباشد ايشان را با آن و هرآينه بيرون كنيم آنان را از آن ( شهر ) خوار ( از آيهء 37 سورهء نمل ) .
( 2 ) - از جهت بازگرداندن . بخاطر انصراف ( از اقرب الموارد ) .
( 3 ) - دشمن گرفته .
( 4 ) - كردار شما بدرازا كشاندن امروز و فرداست و كار شما دشمنى و كينه و سازش شما تباهى و سستى و سبكى است و آشتى شما ابريست بىباران نه باران درشت قطره بلكه آن چيزيست كه فرونمىخوابانند بر آن شتر را و واگذاشته نمىشود اين ستيزه مگر به پوشيدن زره و گرفتن شمشير و گشودن دست و بدست مىشود بدان مقصود و براى تو است و عدهاى بدون دروغ .
( 5 ) - شتابى كردن در دويدن .
( 6 ) - همانا پاداش مىدهد جوانمرد ، نه شتر ( نه آنكه در وى خوى آدمى نيست ( ر ك مجمع الامثال ) .
( 7 ) - بگذار ايشان را تا بخورند و برخوردارى يابند و مشغول سازد آنان را آرزو پس زود باشد كه بدانند ( آيهء 3 سورهء حجر ) .
( 8 ) - گروى ( ر ب ) .