تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
خدود « 1 » حوراوشان فلك « 2 » از سلك ثريّا عقد آويز . صورت آراى ابداعش زرك « 3 » زرين از نور ، و عبير مشكين از شب ديجور به جبههء گيسوى دلبر فتنه خوى جهان پاشيده ، و مشّاطهء اختراعش از پيالهء طلاى بيضا « 4 » بر ابروى سلما « 5 » ى هلال وسمهء نور ، و از سياهى شب كحلى « 6 » سرمه به چشم شواهد « 7 » سنين و شهور كشيده . مهر انور در محفل قدرتش گرد بالشى « 8 » است ديبا ، و ماهروى زهره جبين ماه در انجمن شهود آثار جلالش شاهديست زيبا . كفّ الخضيب « 9 » از رنگ بخشى حناى عاطفتش هميشه در خضاب است ، و آرايشگر مكرمتش در طارمى چرخ چهارم « 10 » نگاربند پنجهء آفتاب . ازدواج آباء علوى « 11 » با أمهات سفلى « 12 » از نتايج حكمت بالغهء اوست ، و اطفال مواليد « 13 » از مشيمهء عدم ، زادهء صنعت كامله اوست . صورتگر صنع بديعش بمصداق
« وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ »
« 14 » ، نقشبند هيولاى « 15 » ذكور و اناث است ، و چهره‌پرداز فيض منيعش
هامش
( 1 ) - ج خد بفتح اول ، رخسار . ( 2 ) - ستارگان . ( 3 ) - زرورق و آن چيزيست كه زنان بر روى پاشند و داخل هر هفت باشد ( برهان ) ر ك ح 7 ص 257 . ( 4 ) - آفتاب و پيالهء طلاى بيضا ، اضافهء مشبه به است بمشبه . ( 5 ) - سلمى ، تعبير از معشوقه :منزل سلمى كه بادش هر دم از ما صد سلام * پر صداى ساربانان بينى و بانگ جرس( حافظ قزوينى ص 181 ) ( 6 ) - سرمه‌اى . ( 7 ) - ج شاهد ، معشوقه . ( 8 ) - ر ك ح 7 ص 28 ( 9 ) - دست حنا بسته ، از دو دست پروين . ستاره‌اى روشن است بر منبر ذات الكرسى و بعضى او را كوهان اشتر خوانند ( التفهيم ص 102 ) ( 10 ) - فلك آفتاب . ( 11 ) - سبعهء سياره ( 12 ) - عناصر چهارگانه . ( 13 ) - مواليد سه‌گانه : حيوان ، نبات ، معادن . ( 14 ) - و بنگاشت شما را پس نيكو كرد صورتهاى شما را ( از آيهء 66 سورهء مؤمن ) ( 15 ) - آنچه قابل صورتست مطلقا بدون آنكه به صورت معينى اختصاص داشته باشد ( بحر الجواهر ) قابل پذيرفتن هر صورت و در عين حال از صورت گونه جدا نبود ، مقابل صورت .