تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
برده « 1 » برده پرده‌درى و شناعت را اشاعت كرده شرارهء شرارت افروخت ، و از احتدام « 2 » لهبات كين جانها و خانها « 3 » سوخت و از خونها جويها روان ساخت و از دماء زارع و دهقان دامن دهقانى شد ، و آنچه بر فحواى
« مِنْ أَصْوافِها وَ أَوْبارِها وَ أَشْعارِها »
« 4 » اشعار داشت منهوب حوادث گشت ، و جميع مزارع و باغات
« مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ »
« 5 » لگدكوب [ 1 ] مذارع « 6 » خيول بغاة گرديد ، و أبرار « 7 » صحرا به تاراج اشرار در آمده و تخم حبوبات از زمين بر افتاد و گله و رمه و رمك « 8 » كلّا « 9 » برمتها « 10 » امتشاق « 11 » و استراق يافت . الحاصل از گاو تازى آن گروه ، اطراف شهر صفت مباحث البقر « 12 » پذيرفت و از سلاميات « 13 » اخيالشان « 14 » قطعهء زمينى به‌سلامت نرست و هر روز به همين نهج در مكمن ضرب « 15 » و زرب « 16 » كمين مختفى گشته غنم « 17 » و غنم « 18 » اكتساب مىكردند و در جيز « 19 » و جوانب از روى بىشرمى بركض خير « 20 » شر مينگيختند و دائما
هامش
[ 1 ] - ط پايمال و لگدكوب . ( 1 ) - اسير . ( 2 ) - زبانه زدن ( ر ب ) . ( 3 ) - خان ، كاروانسرا . ( 4 ) - و از پشمهاى آنها و كركهاى آنها و مويهاى آنها ( از آيهء 82 سورهء نحل ) . ( 5 ) - از باغها و چشمه‌ها و كشتها و جاى خوب ( از آيهء 24 و 25 سورهء دخان ) ( 6 ) - چهار پاى ستور ( ر ب ) . ( 7 ) - ج بر بضم اول و تشديد دوم ، گندم ( ر ب ) . ( 8 ) - اسبان ( از برهان ) . ( 9 ) - همگى . ( 10 ) - به تمامى . ( 11 ) - ربودن ( ر ب ) . ( 12 ) - زمين بىآب و گياه ( ر ب ) . ( 13 ) - ج سلامى بضم اول و فتح چهارم ، استخوان انگشت دست و ر ك ح 1 ص 18 ( 14 ) - خيل . ( 15 ) - زدن . ( 16 ) - كازهء صيادان ( ر ب ) آنچه صياد در پس آن پنهان شود . ( 17 ) - غنيمت . ( 18 ) - گوسفند . ( 19 ) - كرانهء وادى ( ر ب ) . ( 20 ) - اسبان ( ر ب ) .