در بيان جنگ ابراهيم خان با افاغنه و شكست او از آن طايفهء لئيم
« ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ »
« 1 » ابراهيم خان اگر چه خاقان سخى را برادر اخى بود اما در امر قتال اقبال نداشت
شعر :
ليس قدامى النّسر كالخوافى * و لا توالى الخيل كالهوادى « 2 »
و فىالمثل « ليس قطا مثل قطّى » « 3 » با وصف اينكه [ 1 ] خديو كشورگير در سال ماضى از افعال افغان عاصى غاضى « 4 » گشته با جمله به مجامله معامله و اخبات « 5 » لهيب مجادله و محامله « 6 » كرده باز بر وفق عهود و ذمام [ 2 ] « 7 » زمام اختيار امور هرات را باللّه يار خان بازگذاشته بود . آن فوج دغا چون كىّ « 8 » كينه و داغ داغينه « 9 » بر دل داشتند . به مؤدّاى
« بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَ لَوْ رُدُّوا
هامش
[ 1 ] - ط ، آنكه .
[ 2 ] - يو ، ندارد .
( 1 ) - آن تقدير خداى غالب دانا است ( از آيهء 38 سورهء يس ) .
( 2 ) - نيست بالهاى دراز كركس مانند پرهاى خرد ، و نيست سرينهاى خيل مانند گردنهاى آن . اين بيت در مجمع الامثال ذيل مثل ليس القدامى كالخوافى آمده .
( 3 ) - مثلى است يعنى نيستند بزرگان مانند خردان . چنين است . ضبط مثل در مجمع الامثال و منتهى الارب و در اقرب الموارد قطى به تخفيف ط ، و تشديد يا ، ضبط شده .
( 4 ) - خاموش و در دلدارنده ( ر ب ) .
( 5 ) - بمعنى فروخوابانيدن به كار رفته است ولى در فرهنگها ديده نشد و بمعنى فروتنى آمده است .
( 6 ) - برابرى ( ذيل اقرب الموارد )
( 7 ) - آبرو ، حرمت ( ر ب ) .
( 8 ) - داغ .
( 9 ) - كهنه ( برهان ) .