از فراه « 1 » آورده بر مكمن حكومت مكين و در ميان قوم صاحب تمكين ساختند
« وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنْصَرُونَ »
« 2 » . ذو الفقار خان را آواز كرناى
« وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً »
« 3 » به گوش رسيده مانند دهل باد در پوست افكند و نفير منافرت و نقّاره مناقرت « 4 » نواخته و تيغ عداوت ديرين را بهمدستى افاغنه نو آخته ايشان را بتاخت ارض اقدس سلسلهجنبان رغبت گشت و نويد
« إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ »
« 5 » استظهار داد .
افاغنه نيز
« قالُوا إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ »
« 6 » . پس ذو الفقار خان فوجى كثيف كثير
« ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ »
« 7 » جمع كرده [ 1 ] از سوء شاكله « 8 » در شاكلهء « 9 » مزار خواجه ربيع يك فرسخى شهر نزول و ناقهء عزم را بشكال « 10 » توقف مشكول « 11 » ساخت و شهر را بمضيق محاصره انداخت و بيرون « 12 » درون شهر جميع [ 2 ] قرى و محال بيرون را مجال توسن تطاول و تصاول [ 3 ] « 13 » كرده در دير و دار و كهف و غار با غار « 14 » بدآغاز « 15 » آغاز اغاره [ 4 ] « 16 » نمود ، و زن و فرزند مسلمانان را
هامش
[ 1 ] - يو ، كرده آمد .
[ 2 ] - ط ، و جميع .
[ 3 ] - يو تطاول .
[ 4 ] - يو ، آغازه .
( 1 ) - مركز بخشى است هم بدين نام در افغانستان .
( 2 ) - و گرفتند بجز خدا خدايانى شايد آنان يارى شوند ( آيهء 74 سورهء يس )
( 3 ) - و قرار داديم شما را بيشتر از جهت نفر ( از آيهء 6 سورهء بنى اسرائيل ) .
( 4 ) - همديگر بازگردانيدن سخن ( ر ب ) . مشاجره . گفتگو .
( 5 ) - همانا سپاهيان ماهر آينه آنان پيروزند ( از آيهء 173 سورهء صافات ) .
( 6 ) - گفتند آيا ما را مزديست اگر باشيم ما خود پيروز شونده ( از آيهء 40 سورهء الشعراء ) .
( 7 ) - تنگ شد بر آنان زمين با همه گشادگى ( از آيهء 119 سورهء توبه ) .
( 8 ) - نيت ( ر ب ) .
( 9 ) - كرانه ( ر ب ) . ناحيه ، جانب .
( 10 ) - پاى پند ستور ( ر ب ) .
( 11 ) - شكال بسته .
( 12 ) - بجز . سواى . به استثناى
( 13 ) - به يكديگر حمله نمودن ( ر ب ) .
( 14 ) - لشكر ( ر ب ) .
( 15 ) - بدسرشت ( برهان ) .
( 16 ) - غارت كردن .