شعر [ 1 ] :
كانّ سواد اللّيل زنج بدا لهم * من الصّبح ترك فاستكانوا إلى الهرب « 1 »
بحدود نهاوند رسيده و دم در دمّامه « 2 » دميده از نى نيزهء أزنى « 3 » به نواختن ناى رومى پرداختند ، و دست انتقام افراخته تيغ يمانى با صولت و فرّ آختند . روميّه [ 2 ] بمحض جنبش بادپاى بادپايان دلاوران
« كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ »
« 4 » انتشار يافته ترك [ 3 ] صبر و قرار ، و بيك حمله جمله ننگ فرار اختيار كرده رو بوادى توارى « 5 » و بوادى « 6 » گريز نهادند ، و نهاوند با همدان ضميمهء قلمرو اقتدار گرديد ، و از همدان فوجى از دليران كه آب جوى شمشير را در گلوى كينهجويى ماء معين مىشمردند بتسخير كرمانشاهان معيّن گشته اگر چه نخست بحسب تقدير اقبال معين نيامد امّا آخر الامر بيمن دولت علّيه غلبه يافتند ، و بعد از چند روز مسموع مسامع اقبال شد كه جند روميان « مياندوآب » را كه مسكن افشاريّه است مرتع دواب ساخته و با خيل و رجل « 7 » رحل اقامت انداختهاند . چون غراب شب بطلوع ماه مهدم « 8 » شد و به فحواى « سر و
هامش
[ 1 ] - ط ، ندارد .
[ 2 ] - ط ، اضافه دارد : شوميه .
[ 3 ] - ط ، وداع .
( 1 ) - گويا سياهى شب زنگى است ( كه ) پديد شد براى آنان در صبح تركى ، پس فروتنى نمودند به گريختن .
( 2 ) - كوس ، نقاره . نفير . ( برهان ) .
( 3 ) - نيزهء راست منسوب به ذىيزن از ملوك حمير ( مهذب الاسماء بنقل لغد ) .
( 4 ) - چون خاكستريست كه سخت بوزد به آن باد روزى كه باد سخت باشد ( از آيهء 21 سورهء ابراهيم ) .
( 5 ) - پوشيده شدن .
( 6 ) - ج باديه .
( 7 ) - پياده ( ر ب ) .
( 8 ) - پرندهايست صاحب مخلب و دم او ابلق مىباشد ( برهان ) منظور سايه روشن است .