در بيان استيصال اشرف [ 1 ] بقهر قادر بىچون
وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ »
« 1 » . بعد از چهل روز كه اصفهان مقرّ كوكبهء فيروز بود خبر رسيد كه اشرف چراغ بصيرت را خاموش و نتايج ابزاء [ 2 ] « 2 » آن بار را بمصداق
« اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ »
« 3 » فراموش نموده ، باز بعزم تلافى و تلاقى در شيراز مشعلهء جلادت افروخته با شور و مشغله مشغول [ 3 ] جمع چريك حريك [ 4 ] « 4 » و جنود مشعله « 5 » است . خديو كشورگشا از نويد اين مغنم بارد « 6 » سرگرم نهضت شده در هجمة الشّتاء « 7 » كه شدت باد زمستان زمستان « 8 » آتش مزاجى افسردى ، و نسّاج دهر دو رنگ برشتهء امطار « 9 » امطار « 10 » ، شبنمبافى « 11 » كردى
هامش
[ 1 ] - ط ، اشرف افغان .
[ 2 ] - عت ، اينراء
[ 3 ] - يو ، در شيراز با شور و مشغله مشغول مشعلهء جلادت افروخته . عت ، با شور و مشغلهء مشعله جلادت افروخته .
[ 4 ] - ط اضافه دارد : و خربك .
( 1 ) - و زود باشد كه بدانند آنان كه ستم كردند كه بكدام بازگشتگاه بازمىگردند ( از آيهء 228 سورهء نحل ) .
( 2 ) - گرفتن . دارو گير كردن ( ر ب ) در كنوز اين جمله ايراءنار ثبت شده ولى نسخ آن را تأييد نمىكند .
( 3 ) - چيره شد بر آنان شيطان پس فراموش ساخت آنان را ياد خدا را ( از آيهء 20 سورهء مجادله )
( 4 ) - بر جاى مانده و بدحال ( ر ب ) .
( 5 ) - پراكنده بهر جهتى ( ر ب ) .
( 6 ) - مغنم بارد ، غنيمت بىرنج ( ر ب ) .
( 7 ) - سختى سرماى زمستان ( ر ب ) .
( 8 ) - از مستان ، از شرابخواران .
( 9 ) - باريدن
( 10 ) - ج مطر ، باران .
( 11 ) - بنقل كنوز نوعى پارچهء بسيار نازك ، تنزيب