عنانگراى نمودند ، يعنى از سطوات نادرهء بادره تا درّهء خوار « 1 » بنياد هرب و دوباره در آن مكان كه تنگناى بس ضيّق ليق « 2 » عيّق « 3 » بود تهيهء حرب كرده لجاجا لحج « 4 » و لصاب « 5 » را فروگرفتند .
« بَلْ لَجُّوا فِي عُتُوٍّ وَ نُفُورٍ »
« 6 » . بين الجملين ملتقاى غار « 7 » غارتگر گشته خديو بىهمال كه عرصهء طمر [ 1 ] « 8 » و طرد « 9 » [ 2 ] را طود « 10 » طادى « 11 » و « أثبت من أصمّ رواسى » [ 3 ] « 12 » بودى غرر « 13 » بين الصّدفين « 14 » را غرر « 15 » بين الصّدف « 16 »
هامش
[ 1 ] - نو ، تمرد .
[ 2 ] - نو ، طرد .
[ 3 ] - ط ، رواسى .
( 1 ) - سر دره خوار در راه سمنان تهران بين قشلاق و ايوان كى .
( 2 ) - تنگ .
( 3 ) - تنگ ، ضيق ليق عيق ، از اتباع است ( ر ب ) .
( 4 ) - تنگ
( 5 ) - ج لصب بكسر اول و سكون دوم ، شكاف خرد در كوه تنگتر از لهب و گشادهتر از شعب ( ر ب ) .
( 6 ) - بلكه ستهيدند در سركشى و سرباز زدن ( از آيهء 21 سورهء الملك ) .
( 7 ) - لشكر ( ر ب ) .
( 8 ) - معنى مقصود معلوم نشد ، يكى از معانى طمر برجستن و جستن به بالا يا پائين است شايد مقصود جست و خيز در نبرد است بمناسبت طرد .
( 9 ) - راندن .
دور كردن ( ر ب ) .
( 10 ) - كوه . كوه بزرگ ( لغد از ر ب ) .
( 11 ) - ثابت ( از ر ب ) .
( 12 ) - چنين است در نسخ و در مجمع الامثال : اثبت من اصم رأس آمده و نويسد ( از اصم رأس ) كوه مقصود است . يعنى استوارتر از كوه .
( 13 ) - هلاكت ( ر ب ) .
( 14 ) - ميان دو كوه ( مأخوذ است از آيهء 95 سورهء الكهف ) .
( 15 ) - ج غرة ، گزيده از هر چيزى ( ر ب ) و در اينجا مقصود مرواريد آبدار است .
( 16 ) - ميان غلاف مرواريد .