تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢

در بيان اختلال [ 1 ] ممالك ايران بتقدير مالك‌الملك [ 2 ] مطلق [ 3 ]

« نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ ما قَدْ سَبَقَ
« 1 » .
هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ . فِرْعَوْنَ وَ ثَمُودَ »
« 2 » . مصدوقهء [ 4 ] « 3 » اين سخن حال [ 5 ] امير ويس غلچه‌اى [ 6 ] « 4 » و اسد اللّه ابدالى « 5 » است ، كه رياس الامر « 6 » به ادّعاى رياست ، در حاشيهء « 7 » ملك به فتنه بفتنه‌انگيزى برخاسته ، آتش [ 7 ] بيداد
هامش
[ 1 ] - يو ، بواعث و اختلال . [ 2 ] - يو ، ممالك . [ 3 ] - ط ، ندارد . [ 4 ] - يو ، و مصدوقهء . [ 5 ] - يو ، حالى . [ 6 ] - يو ، غلجه ، غليجه . نو ، غليجاى . [ 7 ] - يو ، و آتش . ( 1 ) - مىخوانيم ترا از خبرهائى كه همانا گذشته . ( از آيهء 99 سورهء طه ) . ( 2 ) - آيا آمد ترا داستان سپاهيان . فرعون و ثمود . ( آيهء 17 - 18 سورهء البروج ) . ( 3 ) - راستى . ( ر ب ) حقيقت . ( 4 ) - اين كلمه در نسخ اين كتاب و كتب تاريخ ديگر به صورتهاى گوناگون آمده : غلزه ( مجمع التواريخ بتصحيح مرحوم اقبال ص 3 ) . ( مجمل التواريخ گلستانه بتصحيح آقاى مدرس رضوى مواضع متعدد ) . غلجانى ، غليجائى . عليجانى در نسخ آتشكدهء آذر و همچنين در نسخ مختلف دره . مؤلف كنوز غلجائى را غليزائى نوشته و نام قبيله دانسته است ، سپس نويسد : لفظ پشتو است ، معنى تركيبى آن پسر دزد است . آقاى دكتر معين در حاشيهء برهان از دائرة المعارف اسلامى آرند : غلچه ، در فارسى بمعنى روستايى است و بقومى از نژاد ايرانى ساكن افغانستان اطلاق مىشود كه در « وخان » و « بدخشان » اقامت دارند و به زبانهاى ايرانى كه با فارسى اختلاف دارند تكلم كنند . ( دائرة المعارف اسلام : افغانستان طبع فرانسوى ج 1 ص 157 ستون 2 ) . سايكس غلجانى را ( خلج ) دانسته است . ( تاريخ ايران ج 2 ص 314 ) . ( 5 ) - قبيله‌اى از طوايف افغانستان است كه بعدا بدرانى معروف شدند . مؤلف كنوز از تاريخ ملكم آورده است كه اين نام را ابتدا احمد شاه بسبب خوابى كه درويشى دربارهء او ديده بود بر خود نهاد . سايكس نيز همين را اختيار كرده و گويا مدرك او استنباط ملكم است . ولى ظاهرا اين سخن بر اساسى نيست چه موضوع خواب درويش در اواخر ايام نادر و فقط اخبار از پادشاهى او بوده است و سالها پيش از احمد پدران و طائفهء او بدين نام معروف بوده‌اند ( رجوع شود به مجمل التواريخ گلستانه ) ( 6 ) - آغاز كار . ( ر ب ) . ( 7 ) - كنار ، گوشه .
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 122 | سيد جعفر شهيدى / ميرزا مهدي خان استر آبادى