كسى كه قضاءقدر الهى را مستلزم جبر مىانگاشت فرمود :
« و لو كان كذلك لبطل الثواب و العقاب ، و الأمر و النهى . و لسقط معنى الوعد و الوعيد » . « 1 »
فردى از امام صادق عليه السّلام پرسيد : آيا خداوند افراد را بر انجام كارها مجبور ساخته است ؟ امام عليه السّلام فرمود : خداوند عادلتر از آن است كه فردى را بر كارى مجبور سازد ، آنگاه او را عقوبت نمايد . « 2 »
روشنترين و نزديكترين راه براى درك صفت اختيار ، تأمل در حالات نفس ، و تصميمگيرى در انجام كار است ، انسان از طريق درونكاوى ، اين حقيقت روشن را در خود مىيابد كه از قدرت تصميمگيرى و انتخاب برخوردار است .
البته ، درك وجدانى ، بر اين حقيقت كه انسان در هستى خود وابسته است و استقلال وجودى ندارد نيز گواهى مىدهد . و حاصل اين دو مطلب ( تأثيرگذار بودن انسان در انجام كارهاى خود ، و عدم استقلال وجودى ) همان است كه در روايات اهل بيت عليهم السّلام به « امر بين الأمرين » تعبير شده است . مقصود از « امرين » يكى جبر ، و ديگرى نظريهى تفويض است . يعنى هم اعتقاد به جبر در افعال باطل است ، و هم اعتقاد به تفويض ، نظريهى درست همان امر بين الأمرين است . « لا جبر و لا تفويض بل امر بين الأمرين » « 3 » .
هامش
( 1 ) . توحيد شيخ صدوق ، باب قضاوقدر ، روايت 28 .
( 2 ) . همان ، باب نفى جبر و تفويض ، روايت 6 .
( 3 ) . بحارالانوار : 5 / 57 .