مفاد اين آيات و آيات مشابه آنها اين است كه خداوند جهان طبيعت را بيهوده و بازيگرانه نيافريده است . بلكه آفرينش جهان حق و حكيمانه است . در آيات ديگر تصريح شده است كه حيات انسان غرض از آفرينش طبيعت است ، چنانكه مىفرمايد :
هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً
« 1 » .
چنانكه غرض از آفرينش انسان در سراى آخرت تحقق خواهد يافت :
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ
. « 2 »
پرستش خداوند راه نيل به غايت مطلوب حيات بشرى است :
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
. « 3 »
انسان و اختيار
مقتضاى عدل و حكمت خداوند اين است كه انسان در افعالى كه به آنها تكليف مىشود ، مختار باشد ، زيرا تكليف كردن انسان به كارى كه قدرت فعل يا ترك آن را ندارد بيهوده است ، چنانكه مجازات كردن كسى بر كارى كه بر ترك آن قدرت ندارد ، با عدل كيفرى خداوند منافات دارد . قرآن كريم مىفرمايد
إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً
« 4 » اينكه انسان مىتواند سپاسگزار يا كفران كنندهى نعمتهاى الهى باشد ، دليل روشن بر مختار بودن او است . امام على عليه السّلام در رد پندار
هامش
( 1 ) . بقره / 29 .
( 2 ) . مؤمنون / 115 .
( 3 ) . ذاريات / 56 .
( 4 ) . انسان / 3 .