أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ ، أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ
« 1 » و آيات بسيار ديگر .
اصولًا اگر حسن و قبح عقلى را نپذيريم ، حسن و قبح شرعى را نيز نمىتوانيم اثبات كنيم . زيرا اثبات حسن و قبح شرعى منوط به اين است كه نبوت و عصمت پيامبر اثبات شود . اثبات اين دو مطلب از طريق شرع مستلزم دور است . اما با قبول اين حكم عقلى كه دادن معجزه به كسى كه به دروغ دعوى پيامبرى مىكند ، و نيز برگزيدن كسى كه مرتكب خطا و گناه مىشود به مقام پيامبرى و هدايت بشر ، قبيح است . و خداوند از هرگونه فعل ناروايى پيراسته است ، مىتوان اصل نبوت و شريعت را اثبات كرد . و از اين راه به حسن و قبحهاى شرعى رهنمون گرديد . « 2 »
غايتمندى آفرينش
مقتضاى حكمت خداوند اين است كه آفرينش جهان غايتمند و هدفدار باشد .
زيرا فعل بدون غايت و هدف معقول بر فاعل حكيم روا نيست ، اين مطلب ، از آيات قرآنى به روشنى استفاده مىشود . چنانكه مىفرمايد :
وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ
« 3 » .
وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا
« 4 » .
هامش
( 1 ) . ص / 28 .
( 2 ) . براى آگاهى بيشتر در اينباره به كتاب القواعد الكلامية ، از نگارنده رجوع شود .
( 3 ) . انبياء / 16 .
( 4 ) . ص / 27 .