عظيم آفرينش از سوى ديگر سبب شده است كه برخى ، آنها را به عنوان پديدههاى ناموزون در جهان طبيعت بپندارند . اما اگر با جامعنگرى و واقعبينى به جهان بنگريم خواهيم گفت :
جهان چون خط و خال و چشم و ابروست * كه هر چيزى به جاى خويش نيكوست .
عدل تشريعى مربوط به موجوداتى چون انسان است كه استعداد دريافت كمالات معقول را دارد . از آنجا كه دريافت آن كمالات قبل از هرچيز به شناخت آنها ، و شناخت راه رسيدن به آنها نياز دارد ، خداوند او را از طريق عقل و وحى هدايت نموده است .
ارسال رسولان ، و تشريع شريعتهاى الهى ، و انزال كتب آسمانى مظاهر عدل تشريعى خداوند مىباشند . از سوى ديگر ، خداوند انسان را به چيزى خارج از توان و طاقت او تكليف نكرده است . حاصل آنكه اصل تكليف ، و ويژگىهاى آن عادلانه و حكيمانه است . قرآن كريم در مورد هدايت فطرى ، عقلانى و وحيانى انسان فرموده است :
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها * فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها
. « 1 »
إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً
« 2 »
أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ * وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ ، وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ
. « 3 »
هامش
( 1 ) . شمس / 7 - 8 .
( 2 ) . انسان / 3 .
( 3 ) . بلد / 8 - 10 .