تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
ملك چون پى بمدعى برده بود ، تغيير در نظم جمعيّت خود نداده ، بهيأت مجموعى متعاقب رسيد ، و بازار گير و دار گرم گرديد ، و كرّ و فرّ از طرفين به عمل آمد . چون در آن اوان شدت سرما خنكى را از حد برده ، و دلهاى يلان از نزول برف مانند آب در جويباران سينه افسرده بود . هنگامهء جنگ را سورت 341 گرمى شكسته شد . ملك بجانب ارض اقدس ، و آن حضرت رو به ابيورد آورد ، و از آنجا بنابر انقلاب اوضاع مرو متوجه آن ناحيه گشتند . توضيح اينمقال آنكه : از قديم الايام جماعت قاجاريّه مرو در اصل مرو ، و جماعت تاتاريه و عرب در خارج قلعه سكنى داشتند . فىمابين قاجاريه به جهتى از جهات كه مقتضيات عالم كون و فساد است احداث نزاع و نفاق شد . آن جماعت ديدهء خود را از ملاحظهء عاقبت كار بسته ، و هريك بفرقه‌اى از تاتاريه پيوسته ، به جماعت ايشان بدفع يكديگر پرداختند . تاتاريه اين معنى را غنيمت شمرده و در صدد تقويت رأى فاسد آن جماعت درآمدند « 1 » تا اينكه رفته رفته قاجاريه ضعيف و تاتاريه قوى گشتند ، آن طايفه بعد از ظهور آثار انكسار در احوال قاجاريه ، جماعت يموت را كه از خوارزم آمده بودند و در محل موسوم به قراقورم 342 يورت 343 گرفته بودند ، متفق خود ساخته ، در مقام تاخت و تاز درآمدند . قاجاريه نيز چند نفر از رؤساى يموت را بقلعه برده محبوس ، و دفعة بر سر ايشان ايلغار 344 كرده ، جمعى را مقتول ساختند بعد از وقوع اين حال جماعت تاتار و عرب كوچ كرده در محلى مشهور به كالمى « 2 » 345 كه در دوازده فرسخى مرو واقع ، و سر آب زراعت سكنهء مرو بود رفته اقامت ، و از او يماقيه ماروچاق 346 و تركمانيه استعانت كرده ، بر سر آب نشستند و آب را از قلعگيان مقطوع ، و اهل قلعه را از كشت و زراعت ممنوع ساختند . ملك
هامش
( 1 ) - در نسخهء « و » : « كوشيدند » ( 2 ) - در نسخ « و » و « ب » و « ز » : « كال »