گرفتاران معركه آنچه اهل شهر بودند ، از ديوان احسان خديو بيهمال عطيه اندوز فرمان نجات ، و جمعى كه از خواص و كسان ملك بودند مأمور به كلات گشتند . كوكبهء و الا بجانب كلات انصراف يافت . اما محمود بعد از وقوع اين شكست باغواى افشاريه ، كه در سركشى با او همدست و در سلسلهء اطاعتش پابست بودند ، نزد تركمانيه نسا و درون و اكراد خبوشان كس فرستاده فيما بين آن جماعت سازش و ايشان را مطمئن بوعدهء نوازش كرده ، بمرافقت محمود ترغيب و بمخالفت آن حضرت تحريك كردند . ايشان نيز عهد موافقت با ملك محمود بسته بكشاكش و ساوس سررشته اخلاص را از آن حضرت گسسته ، و آن حضرت به مجرد شنيدن اين خبر ، تنبيه تركمانيه را پيشنهاد خاطر انور ساخته ، وقت صبح كه ترك تيغزن اعنى مهر گيتىفروز جلوهگر ميدان روز گرديد ، از ابيورد سوار و در يك شبانروز بيست و پنج فرسخ ايلغار كرده ، صبح روز ديگر در باغباد نسا بر سر تركمانيه ريخته لوازم قتل و غارت بظهور رسانيدند ، و از آنجا مردم نسا را جمع و قلوب ايشان را مطمئن و قرين استمالت ساخته ، باز از راه مياب و و كوبكان بجانب ارض اقدس جلوهفرماى اشهب عزم و رايتافراز لواى رزم گشتند . و جلادتكيشان را كه از سهم خدنگشان عقاب پر ميريخت دو دسته كرده و دو گوشه كمان كمين را از ره كين زه كردند « 1 » و خود با چهار صد پانصد نفر سبك روحتر « 2 » از نسيم سحر وارد قلعهء موسوم به بهار 337 و ملك محمود نيز از شهر بعزم مدافعه سوار شده همين كه تلاقى فريقين واقع شد . آن حضرت به قصد اينكه ايشان را بكمينگاه دليران كشاند و آن صيد خونگرفته را بسر تير رساند جنگى بگريز آغاز نمود كميت برق تك را به سمت بسقو 338 گرم عنان و يكران 340 گران ركاب را تا ظاهر قلعه قازما « 3 » 339 سبكجولان ساختند .
هامش
( 1 ) - در نسخه « ب » اين جمله چنين است : « در گوشهاى كمان كمين را از راه كين بزه كردند »
( 2 ) - در نسخه « و » : « سبك روتر » .
( 3 ) - در نسخ « د » و « ج » و « ه » و « ز » اين كلمه « قارقابر » و در نسخهء « و » « فاروقابدر » و در نسخهء « ح » « قازومابر » و در « ط » « قارما » .