تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
و باقتضاى تقدير دستگير و گردن او عرضهء ضرب شمشير گشت . محمود به شهر استيلا يافت . و ملك اسحاق را بحكومت تعيين ، و عزيمت ارض فيض قرين نموده بعد از تسخير نيشابور داعيهء مدافعه با آن حضرت جايگير ضميرش گشته ، ملك اسحاق را با لشكرش از نيشابور طلب ، و خود با كوكبه و ازدحام بباغ خارج شهر نقل كرد . از اتفاقات : خديو بيهمال نيز بالهام ايزد متعال رايت‌افراز جلال بجانب ارض خلد تمثال گشته ، وارد جنابذ و در آنجا پير محمد نامى ، كه قبل ازين در مجادله تون از فتحعلى خان روگردان شده بملك پيوسته بود و در آن اوان از جانب او سردار و مستحفظ آن نواحى بود ، بمدافعه پيش آمده ، مغلوب گشته ، بقلعه هزيمت و موكب و الا نيز به طرف ارض اقدس عزيمت نمود ، و بعد از ورود بكوشك مهدى 331 دو فرسخى مشهد از عزم ملك واقف گشته ، حركت « 1 » او را دليل آمد كار و علامت لطف پروردگار دانسته ، به سمت كوه سنگين 332 يك فرسخى مشهد حركت ، و از آنجا كه پيشكار قدر در سرانجام اسباب سفراين خديو جهان داور ، به دو دست روز و شب وسيله‌انگيز ، و پاى سعى آسمان در وادى حاجب‌روايى اين خسرو بلنداختر از كواكب آبله‌ريز مىباشد . بميامن حسن اتفاق و تأييد خداوند انفس و آفاق ملك اسحاق هم از نيشابور همان روز حركت ، و وارد منزل طرق 333 دو فرسخى مشهد گرديد . طرف عصر ملك اسحاق از سمت بابا قدرت 334 و ملك محمود از سمت باغ مزبور با قدرت و شوكت بعرصهء كين تكاورانگيز ، و حضرت ظل اللهى نيز با دليران گردن‌فراز به يارى خداى بىنياز با هر دو طرف هنگامه‌آراى ميدان ستيز و آويز گرديد . تا افول 335 كوكبهء سلطان روز ببارقه تيغ جهانسوز دود از نهاد خرمن صبر و قرار ايشان برآورده ، جمعى كثير را طعمهء شمشير آبدار ، و جمعى را گرفتار قيد اسار ساخته و توپخانه و نقاره‌خانهء ايشان را تصرف كردند . ملك محمود و ملك اسحاق هر دو روى از معركه برتافته ، بجانب قلعه شتافته ، در مأمن توارى 336 حصارى شدند ، و از
هامش
( 1 ) - در نسخهء « و » : « ملك را » .