تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
حضرت اظهار فتنه‌جوئى و رزم‌سازى ، و بارسال جنود اوزبك هوس تركتازى مىكرد ، ولى هر دفعه اوزبكيّه مغلوب يلان مغازى ، و مقهور يكّه‌تازان معارك سربازى مىگشتند . پس شيرغازى ترك تطاول و دست‌درازى كرده ، بنا را بر ارسال رسل و رسائل و آمد و شد تجّار و قوافل گذاشت . در همان اوقات جمعى از تجّار خوارزم ( 354 ) وارد ارض فيض قرين شدند ، و بنابر آنكه ولايت چهچه در حدود دشت واقع ، و مردم آنجا دولت ملك را تابع بودند ، ملك ايشان را اعلام كرد كه بدرقه همراه كاروان كرده ايشان را به طژن رسانند . اهل چهچه بمطالبهء باج با تجّار نزاع ، و ايشان را بقتل رسانيده ، اموال ايشان را متصرف گشتند . چون در آن اوان شوكت و اقتدار آن حضرت ، كه الحق مادة الحيات مزاج فاسد خراسان ، و از سطوت 355 شمشير خون‌آشامش دلهاى دور و نزديك هراسان بود ، بمسامع دوست و دشمن رسيده ، و دربار دولتش قبله انام 356 و مرجع خواص و عوام بود ، شيرغازى از شنيدن اين خبر ايلچى به خدمت آن حضرت فرستاده ، تمناى استرداد اموال منهوبه 357 را نمود . آن حضرت لازمهء مهربانى نسبت بفرستاده مبذول ، و در استخلاص مال و استرضاى تجار شرائط التفات معمول داشت . اين معنى وسيلهء رفع غائلهء شور و شين و باعث التيام فيما بين شد ، و چون پانصد نفر از غلامان خاص موسوم به التون - جلو را كه برسم خدمت و امداد روانهء موكب ظفر بنياد ساخته بود ، آن جماعت در اين وقت در پاى قلعهء قوزغان وارد معسكر ظفر اثر شده ، و از نوازشات خديو فرخنده فرّ بهره‌ور گشتند . و نيز بسبب انقلاب اوضاع مرو ، رؤساى قاجاريه ، كه پاى تحمّل و قرارشان از جا بدر رفته ، و روى اميدوارى بدربار آن شهريار آورده بودند ، در اين اوقات در پاى قلعهء مزبور بعز پاىبوسى سربلندى جستند . و هم از جانب شاه طهماسب ، كه در آن اوان در مازندران بسر مىبرد ، حسنعلى بيك معير الممالك بسفارت و استفسار و تحقيق كار آن كوكب جلى الانوار 358 ، كه از افق خراسان طالع و فروزان شده بود ، و روزبروز فروغ اختر
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 52 | ميرزا مهدي خان استر آبادى