محمود از اختلال حال مرويان واقف گشته ، برطبق استدعاى تاتاريه يكنفر از ايشان را بحكومت آن ولايت تعيين ، و حاكم مزبور باتفاق اشرار ماروچاق و تركمانيه دست تطاول دراز ، تا مدت سه سال آن ناحيه را تاخت و تاز كردند « 1 » .
چون اهل قلعه را از قلت آب و آذوقه كار بفلاكت ، و زندگانى بسرحد هلاكت انجاميد « 2 » ، دست توسل بذيل يارى و دامن مروت و مددكارى آن حضرت زده ، بعرض احوال خويش پرداختند . آن حضرت نيز از راه تعصّب ايليّت دامن همت برميان زده ، بعنايت حضرت عزت ، بعزم تنبيه آن جماعت از راه طژن رايت عزيمت به آن صوب افراختند .
در بيان مقدمات الگاى « 3 » 347
سرخس 348
چون موكب جهانگشا وارد طژن 349 گرديد ، باعتبار وفور آب عبور از رودخانه ميسر نگشت ، و درين سمت آب مكث واقع شد . چون از صيدگاه عزيمت دست تهى بازگشتن ناگوار حوصلهء شهباز طبع غيور ، و مخالفت طايفهاى از اويماقيه سرخس بسركردگى مودود قلى سلطان جغتايى حاكم آنجا در السنه وافواه مذكور بود . لذا از كنار طژن آهنگ تاخت سرخس كرده از بيراهه متوجه مقصد گشتند . شب بر سر دست آمد و باران شديدى شد ، به حدى كه لباس سيهفام ظلمت در قامت شب برنگ آبى مبدل گشت ، و سبز خنگ 350 سپهر تيزگرد در آن سرزمين از كثرت سيل و آب ، پاى بست لاى و گل گرديد ، و آن سيل كوهربا يعنى لشكر آسماناوج ، فوجفوج ، بسان موج ، يكديگر را گم كرده ، هر يكى بسمتى افتادند ، و از شدت باران و كثرت گل نه حالت ركوب بود ، و نه قدرت نزول ، سررشتهء جادّه از دست بيك نگاه بدر رفت .
به همان طريق آن شب در خانهء زين بسر برده ، هنگام طليعهء صبح لشكريان بخارج قلعه رسيدند . مودود قلى سلطان چون بلاى ناگهانى و نوازل آسمانى را بر در خانهء خود مهمان ديد ، جز انقياد چارهاى نديد ، و ابواب معذرت گشاده
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ط » : « محل تاخت و تاز قرار دادند . »
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « از قلت آب و آذوقه كارشان بفلاكت و زندگانيشان بسرحد هلاكت انجاميد . »
( 3 ) - در نسخهء « و » : « در بيان مقدمات سرخس »