تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
ملك باز شهر را متصرف گشت ، و با شهريان نفاق‌انديش راه مواخذه و مصادره پيش گرفت . حضرت ظل اللهى هرچند كه از آئينهء آغاز كار صورت انجام رابعين اليقين ديده « 1 » و مىدانست كه مآل كار سردار ناپايدار بكجا قرار خواهد يافت ، اما بعد از آنكه غنچهء سربسته اين امر مبهم در گلبن رسوائى گل كرده ، و معلوم نظارگيان اين چمن گرديد ، كه دوحهء رفاقت آن طايفه جز ثمر ندامت بارى ، و گلستان احوال ايشان را اميد بهارى نيست . بدون اينكه سردار را ملاقات نمايد ، عزم ابيورد كرد . سردار نيز متوجه خبوشان شد ، و بعد از دو سه ماه باز تهيهء سردارى را از سر و قزلباشيه و اكراد را برگرفته « 2 » هوس جنگ بىدرنگ ، و باظهار حيات اعاده اين تمناى مرده رنگ كرده ، بر سر مشهد آمد . دوباره ملك محمود بمقابله پرداخته ، او را به سمت خبوشان گريزان ساخته ، اين دفعه كار سردار بالمرة از حليهء انتظام عارى گشت ، و ديگر لواى اقتدارش قد علم نكرد .

در بيان سردارى محمد خان تركمان و ظهور داعيهء سلطنت ملك محمود و محاربه با جناب نادرى « 3 »

در آن اوان كه در آذربايجان مقرّ كوكبهء پادشاهى مىبود ، چون اين خبر بسمع اعيان دولت رسيد ، رقم عزل بر صفحهء احوال رضا قليخان كشيده ، محمد خان تركمان را بسردارى خراسان منصوب ساختند . اما پيش از آنكه محمد خان وارد خراسان شود ، ملك عرصهء ملك را خالى ديده ، اولا تسخير نيشابور را پيشنهاد خاطر ساخته ، ملك اسحاق برادرزادهء خود را بر سر نيشابور فرستاد . جماعت بيات 317 ساكن نيشابور ، چون در عرصهء خراسان
هامش
( 1 ) - « نسخهء « ط » : « ميديد » . ( 2 ) - در نسخهء « ح » جمله چنين است : « و بعد از دو سه ماه باز تهيه امور سردارى را از سر و عموم قزلباشيه و اكراد را برگرفته » . ( 3 ) - در نسخهء « و » : « در بيان سردارى محمد خان تركمان و ظهور داعيهء سلطنت از ملك محمود و محارباتى كه فيما بين او و حضرت ظل اللهى روى نمود . »