در بيان نصب رضا قلى خان از دربار شاهى بامر سردارى خراسان و خاتمهء كار او
در اثناى اين احوال رضا قليخان نامى از دربار شاهى بسردارى خراسان تعيين گشت . از عرض راه در حينى كه سردار عازم خراسان بود ، بنابر آوازهء اشتهار شوكت نادرى ، كه سامعهافروز دور و نزديك بود ، اعلام كرد كه آن حضرت تا ورود او عازم خبوشان گشته ، و سلسلهء جمعيت را با اكراد انعقاد داده ، بتنبيه ملك محمود پردازد . چون بر رأى و الا معلوم بود ، كه معاملهء اتفاق اكراد با آن حضرت ممتنع الوقوع است ، به تنهائى با دليران گزين و رزمآزمايان نصرت قرين ، لواى توجه بجانب ارض اقدس افراخته ، منزل موسوم به مير كهريز 307 را ، كه در يك فرسخى مشهد و در سمت خيابان عليا واقع است ، جولانگاه بادپاى ستيز ساختند . ملك نيز با استعداد تمام بمقابله شتافت و فيما بين نائرهء حرب اشتعال يافت . دلاوران ظفر توأم تيغ تيز را بر ايشان حكم ، و جمعى از اعوان ملك را با چند نفر از سركردگان ايشان روانهء ديار عدم ساختند . ملك از صدمهء چنگل شهباز بلاركيلان 308 ، مانند صيد زخمخورده شكستهبال خود را به پناه شهر كشيد . خديو بيهمال نيز همان روز اطراف شهر را مسير اقدام جواد صرصر خرام ساخته ، شير خانهء قلعه طوس را كه موسوم به قلعهء حاجى تراب 309 و در سه « 1 » فرسخى مشهد مقدس و در جانب غربى واقع است ، مقرّ كوكبهء نصرت انتساب كرده ، راه آمد و شد را بر ملك بسته ، در هر دو سه روز يك مرتبه ادهم 310 تيزكام را با افواج خونآشام ، در حوالى قلعه جولان مىدادند ، و بزخمهاى كارى سيف و سنان ، زبان زخمهاى اندوه بر دل محموديان مىگشادند . محمود چون رزمسازى و ميداندارى آن حضرت را مىدانست و معلوم او بود ، كه بجنگ ميدان صرفه نخواهد برد . از شهر جدا نگشته ،
هامش
( 1 ) - در نسخهء « و » : « دو فرسخى » . در نسخهء « ح » چنين است : « قلعهء حاجى تراب كه در جانب غربى واقع است . »