پشت بقلعه داده كرّ و فرّى 311 مىكرد . بسيارى از مردم توابع آن نواحى ، خدمت آن حضرت را اختيار كرده ، همان چهار ديوار شهر را ملك ، مالك گشت .
در سياق اين حال رضا قلى خان وارد خبوشان گشته ، شاهوردى بيك شيخانلو با جمعى ديگر كه همراه رضا قليخان بودند ، شعبدهانگيز تزوير گشته به رضا قليخان حالى كردند كه هرگاه جناب نادرى به اين نحو عرصه را به ملك تنگ سازد ، لواى نام و ننگ افرازد ، سردارى تو ضايع ، و نقص در شأن شوكت تو واقع خواهد شد . رضا قلى خان بعد از استماع اين سخنان ، كاظم بيك نام ، خويش خود را بجانب جناب نادرى فرستاد ، و پيغام كرد كه جنگ با ملك مقرون بحزم نيست ، عنان تهور را كشيده ، قدم پيش نگذارد . بعد از وصول فرستادهء او و ابلاغ اين پيام ، آن حضرت نيز دست از جنگ برداشته ، بانتظار ورود سردار ، همان قلعهء حاجى تراب را مقرّ كوكبهء فيروزى مآب ساختند . سردار نيز در سر راه اكراد خبوشان را جمع كرده ، عازم مشهد و مرحله پيماى وادى مقصد گشت . ملك بعد از آنكه شنيد ، كه سررشته كار و زمام اختيار بدست سردار درآمد ، چون حالت او و لشكر معلوم ملك بود ، خود را بمژدهء ظفر چشمروشنى گفته ، با خاطر آرميده ، از مشهد مقدس بعزم مقابله با تفنگچى و توپخانه و استعداد از راه سر ولايت 312 روانه گشته ، بدون انديشه و مخافت طى مسافت كرده ، وارد جنابذ 313 ، و سردار نيز بنه و آغروق را در قلعهء حاجى تراب گذاشته ، از راه دهنه 314 باتفاق اكراد متوجه ارض فيض بنياد گشته ، در باغ خواجه ربيع 315 ، يك فرسخى مشهد ، نصب خيام اقامت كرد و در آن شب خبر ورود خود را باهل مشهد اعلام ، و ايشان را باطاعت خود و گشودن دروازهها ترغيب نمود . هنگام صبح اهل مشهد بر مخالفت ملك اتفاق كرده ، دروازهها را گشوده ، باتباع ملك كه در ميان شهر و بازار بودند درآويخته ، ايشانرا مقيد ، و چند نفر از اعيان را عرق ريزشتاب ، براى ابلاغ نويد اين فتح الباب ، روانهء نزد سردار نمودند .
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 41
مساهمون: ميرزا مهدي خان استر آبادى
ص٤١