عُرُوشِها
« 1 » ظاهر گرديد . مردم آنجا كوكب طالع خود را در برج آبى 292 منقلب ديده ، دست از جان شستند ، و از عين اضطراب مانند سرشك 293 از خانهء چشم بيرون گشته ، از روى ندامت بپاى سرور دوران فروريختند . سرور يگانه چهار نفر از رؤساى آن طايفه را كه سرمايه فساد بودند ، معروض تيغ ياسا 294 نموده ، براتنام ، كدخداى قلعه را كه مرد شيطنتپيشه بود ، بگلوله تفنگ نشانهء تير
« فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ »
« 2 » ساخته ، و برات حياتش را به آتش حواله كردند ، و ساكنين آنجا را بقلاع ديگر فرستادند . پس بجانب ابيورد تحريك لواى ظفر پيوند نموده ، و پس از چند روز بهمت بلند ، عزم تنبيه مردم زاغچند 295 كردند . چون قرا خان نام ، كه بزرگ قلعهء مزبور بود ، جمعى از تركمانيه را با خود متفق ساخته ، بهواى دولتخواهى ملك محمود آتش فتنه مىافروخت .
حضرت ظل اللهى ، در حينى كه مشغول محاصرهء باغواده بوده ، طهماسب قلى - بيك وكيل جلاير را با چراغ بيك افشار و جمعى از دليران نامدار باطفاى آن نايره مأمور ساختند . چون آب زاغچند از چارده بند كلات منشعب ميشد ، مأمورين در سر ممرّ آب بناى توقف گذاشته و برجى ترتيب دادند ، كه محافظت آب كرده ، نگذارند كه داخل قلعه شود . قراخان نيز با جمعيت خود بعزم مدافعه بر سر برج آمده ، با مأمورين مجادله ، و آنها را شكست فاحش داد ، جمعى را قتيل و چراغ بيك را دستگير كرده ، * همانا چراغ طالعش خانه روشن ميكرد * « 3 » روزى كه آن حضرت از تسخير باغواده فراغت يافته وارد ابيورد شدند . اين خبر ملالانگيز بعرض اقدس رسيد . شهباز همت و الا بعزم شكار زاغ زاغچند چنگل 296 جلادتتيز 297 ، و سر پنجهء يلى را خونريز ساخته ، هنگام شام بجناح استعجال 298 حركت ، و از بيراهه ميان جبال با دليران معركهء جدال خود را به چارده رسانيده ، متفرقهء سپاه را جمع و تهيهء
هامش
( 1 ) - سوره 2 آيه 261 . معنى : « افتاده بر سقفهاى خود . »
( 2 ) - سوره 37 آيه 10 . معنى : « درآيد او را آتش درخشنده . »
( 3 ) - در نسخهء « ح » جملهء بين دو ستاره وجود ندارد . و در نسخ « الف » و « د » و « و » چنين است : « همانا طالعش خانه روشن مىكرد . »