فانما اثمه على الذين يبدلونه تحريرا فى شهر رمضان المبارك سنه 1152 . »
( 1421 )
صفحه 410 - در سطر 21 بعد از « نهضت فرمودند » آمده است :
« و چون عزيمت سمت خراسان در خاطر اقدس تصميم داشت و وجود سردارى در مملكت عراق لازم بود محمد على خان قرقلو را سردار كل نموده بيست هزار از عساكر فيروزى مآثر را براى محارست حواشى عراق به متابعت او مأمور و حاجى سيف الدين خان بيات را با جمعى از سپاه نصرت پناه و امير علم خان خزيمه با اعراب خزيمه و نخى و لالويى سردار جزء نموده در آنسمت وا گذاشتند كه از هر طرف سركشى سر بخودسرى بردارد حسب الصلاح محمد على خان بتاديب او كوشند . محمد على خان بعد از چند روزى خيال استبداد به خاطر راه داده ؛ با وصف رابطه انتساب به خاندان نادرى با الوار فيلى ممهد كرد كه لواى طغيان و شقاق برافرازد و الوار نيز با او همداستان گشته عهد كردند كه هرگاه او تظاهر به مخالفت كند يكسال بدون مواجب غاشيه خدمتش بر دوش گيرند و جمعى از خوانين و سركردگان نيز با طوايف ديگر دست متابعت به او دادند .
محمد على خان چون از جانب امير علم خان انديشهمند بود در خلوت اين راز را با او به ميان آورد قفل از در گنجينه ما فى الضمير گشود كه شايد او را نيز با خود متفق سازد و از آنجا كه امير علم خان در رتبه و شأن خود را كمتر از محمد على خان نمىدانست پاس حقوق دولت نادريه را منظور داشته از قبول اين معنى سرباز زد و در حوالى فيلى كار به محاربه انجاميد با وصف اينكه عدت لشكر محمد على خان به چهارده هزار نفر مىرسيد امير علم خان با دو هزار نفر اعرابى كه در حوزه اطاعت داشت يك روز از صبح تا شام با محمد على خان جنگ كرده او را منهزم ساخته و چهار فرسخ راه به تعاقب او پرداخته در سر راه آب صدمره من محال فيلى و در سر پل جاميشان محمد على خان را با هشت نفر خوانين و مينباشيان و سيصد نفر از يوزباشيان و روساء دستگير و روانه درگاه فلك مسير نموده حقيقت حال معروض سدّه جلال ساخت . محمد على خان بنابر اينكه چشم از حقوق اين دولت پوشيده بود كور و مردم ديدگانش در ازاء اين