تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 814

مساهمون:

ص٨١٤
سلاله دودمان چنگيز خانى محمد طاهر خان نواده مرحمت پناه وليمحمد خان را بواليگرى خوارزم تعيين و همگى روساء را به عنايات خاص شاهنشاهى سرافراز نمودند . لهذا در ازاء اين جان‌بخشى و عاطفت تمامى كمترينان اتاليقان و ايناقان و آق سقالان سى و دو فرقه اوزبكيه و جغتاى و رعيت و غيره باللسان و الجنان متعهد و معترف و به حلف و يمين بر خود لازم ساختيم كه كمال خدمتگزارى به عاليجاه والى مزبور نمود . من بعد نسل بعد نسل ازين دولت نادره خداداد و والى خوارزم تعيين شده خودسر بدون حكم و رضاى اين دولت عليه والى و توره بر نداريم و اطاعت و خدمت ديگرى را اختيار نكنيم و به فحواى اطيعو الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم امتثال احكام شاهنشاهى را بر خود عين فرض و مخالفتش را كفر محض دانيم و احدى از اسراى ايرانى را هيچ‌وقت بيع و شرى نكنيم و در هر جاى اسير ايرانى يافت شود در خلاصى و مرخصى او كوشش كنيم و هرگاه از تركمانيه دشت احدى وارد اين ولايت شود مادام كه رقم اشرف در آن باب صادر نشده باشد او را راه نداده گرفته به خدمت والى بسپاريم كه به درگاه جهان پناه فرستد و طريق معامله را به همه جهت برايشان مسدود داريم و از متفرقه و رعايا و سكنه چارجو آنچه درين نواحى باشد يا بعد از اين فرار كرده به اين ولايت آيند مجال سكنى و توقف نداده نزد حاكم چارجوى و لباب فرستيم كه در يورت قديم خود سكنى نمايند و هرگاه اوزبكيه از آن تمرد كنند و قبول خدمت اين دولت عليه و فرمانبردارى والى نكنند و در تنبيه ايشان كوشش كنيم و در هر باب با دوست اين دولت خداداد دوست و با دشمن ايشان دشمن بوده به اعتقاد درست بلوازم خدمت و يكرنگى و اطاعت اقدام كنيم و بر خود واجب گردانيم كه مادام الحيات بمدلول و لا تنقضوا الايمان بعد توكيدها و بمدلول يا ايها الدين آمنوا اوفوا بالعقود درين عهد و قول صادق دم و در شاهراه خدمت و اطاعت ثابت قدم باشيم هرگاه تخلف درين عهد و اقرار قرار بدهيم و يا با دولت خداداد شاهنشاهى خيانت و نفاق كنيم از دين بيگانه و در دنيا مستوجب لعن و سخط و غضب قهار يگانه و ملعون ازل و ابد و مردود درگاه خداوند صمد و شرعا و عرفا مستحق تنبيه و سياست باشيم و خون ما مباح و هدر باشد فمن بدله بعد ما سمعه
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 814 | ميرزا مهدي خان استر آبادى