تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 817

مساهمون:

ص٨١٧
بسكه زر از خزانه هركس برد * نقد خورشيد را فلك نشمرد گشت بر خلق بس معيشت تنگ * غلّه شد با زر و گهر همسنگ باب عسرت ز بسكه دهر گشاد * بهر قرصى قمر به چرخ افتاد چرخ از مهر كرده هرچند * داشت اى هم ولى بطاق بلند بسكه تسعير خوردنى افزود * سير بود از حيات هركس بود كم چنان گشت قوت رفتار * مردمان را بكوچه و بازار كركسى خواستى چو فريادى * نان همى گفت و جان هميدادى نرخ جانها ز بسكه ارزان گشت * خانمانها خراب و ويران گشت سر بجيب خيال دورانديش * بهر تاريخ برد چون درويش يافت ناگه موافقش بعدد * از حروف خرابى مشهد
( 1425 )

صفحه 431 در سطر 19 بعد از عبارات : « شاهزاده نيز ناچار مقلد امر پادشاهى گرديد » چنين آمده :

« به تاريخ روز چهارشنبه هشتم شهر شوال المكرم 1161 هجرى مطابق لوى ئيل تركى پنج ساعت و چهل دقيقه از روز مذكور گذشته در آستان مقدسه منوره رضيه رضويه جلوس ميمنت مانوس فرموده بعد از فراغ از زيارت حضرت سلطان اقليم تسليم و رضا و علم افراز كشور اهتداء و ارتضاء ثامن ائمه هدا و ضامن كافه غربا امام الجن و الانس سلطان ابو الحسن على بن موسى الرضا عليه التحيه و الثناء بدولتخانه مباركه كه عمارات چهار باغ ارض اقدس است تشريف شريف ارزانى فرموده به دولت و سعادت و كامرانى بر تخت فيروزبخت سلطنت موروثى و اريكه منيعه جهاندارى و جهانبانى متمكن و تمامى امراء عظام و خوانين كرام و سران سپاه و اعيان ممالك به شرف پاى بوس ميمنت مانوس و سجدهء شكر اين عطيه عظمى سرافراز و كوس بشارت و نقاره شادمانى بلند آوازه گرديد .
خرمى در گلشن ايران نمايان گشت باز * بوستان بشكفت و روى لاله خندان گشت باز