اصطناع و لوازم فتوت معمول داشته تاج و نگين سلطنت تركستان را كماكان به اين نيازمند درگاه سبحانى مسلّم و مفوّض و ارزانى فرمودند . لهذا اين نيازمند در برابر اين الطاف خاص كه از آنحضرت مشاهده شد ولايات چارجو و تمامى محال جانب جنوب رود آمويه را كه در ازمنه سابقه به سلاطين توران اختصاص داشته از توران وضع و به دولت نادره خداداد و شوكت بادره ابد بنياد منتقل ساخت كه به دستور ام البلاد بلخ و ساير ولايات تابعه آنكه در حيطه ضبط گماشتگان آن دولت كسرى مثال مىباشد بطنا بعد بطن ضميمه محروسه شاهنشاهى و در تصرف اولياى دولت ظل اللهى بوده احدى از گماشتگان سمت شمالى آمويه را دخل و تصرفى در آنها نبوده لوازم امداد و اعانت در هر بابت به منتسبان آن دولت روز افزون به عمل آيد و مادام الحيات خلاف عهدى از جانب اين نيازمند درگاه الهى به ظهور نرسد تحريرا فى اواسط شهر رجب المرجب سنه 1153 . »
( 1420 )
صفحهء 357 در سطر 22 بعد از عبارت « به آن مملكت تعيين فرمودند » آمده است :
« و شرح نوشته كه طاهر خان والى و تمامى روساء و سركردگان و اتاليقان به مسودّه راقم حروف نوشته مهر و بخرانه عامره سپردند اينست : غرض از تحرير ورقه و تنميق اين صحيفه آنكه چون در زمان پيش از اوزبكيه خوارزم تقصير بسيار صادر و منشاء فتنه و فساد در حدود ايران شده مستحق هرگونه قصاص و تنبيه و انتقام بودند در اين اوان كه كوكب همايون اعليحضرت قدر قدرت پادشاه سليمان دستگاه شهنشاه آسمان بارگاه شاه شاهان جهان سلطان سلاطين زمان ظل حضرت سبحان نادر دوران و خليفه رحمن تاج بخش ممالك هند و توران فرمانروا و شهنشاه عرصه جهان خلد الله ملكه وارد الكاى خوارزم و تمامى مملكت را به زور بازوى تاييد الهى و به شمشير جهانگشاى شاهنشاهى مسخر و بر دور و نزديك و ترك و تاجيك اين ولايت مسلط و مقتدر گشتند به فحواى احسن العفو عند القدرة بنابر مراعات اسلام و ايليت همگى اهل اين ولايت را مهبط امن و مورد و امان و مشمول مرحمت و عفو و احسان ساخته به مدلول عفى الله عماسلف از مرحمت شاهنشاهى از گناهان گذشته اغماض و عاليجاه