تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 799

مساهمون:

ص٧٩٩
كشيش و طبيب حاذق فرانسوى را بنادر معرفى كرد اين كشيش فرانسوى با صميميت معالجه نادر را به عهده گرفت ، و تشخيص داد كه شاه ايران بسوء - هاضمه و ضايعات كبدى دچار است . بالاخره با رژيم و معالجات دقيق او بهبودى در حال نادر پيدا شد و نادر از اصفهان راه مشهد را در پيش گرفت و چون بمشهد رسيد باز سر ببيدادگرى گذارد و « شمشير عاجزكشى را جلادانه جلا داد » و به خون مظلومان آشنا كرد . ديگر در اينجا معلوم نيست كه آيا نادر از رژيم و طبابت « بازن » سرپيچى كرده است يا نه « 1 » . بارى تغيير خلق نادر گرچه از روح سفاكى و بىاعتنائى او بجان و مال مردم ، كه متأسفانه خوى اغلب نوابغ نظامى است ، سرچشمه مىگيرد ولى ناراحتيهاى جسمى او نيز در كشتارهاى فجيعانه آخر عمرش تا حد زيادى مؤثر بوده است . ( از نادر شاه لكهارت متن انگليسى ) . ( 1394 )

ص 422 ، سطر 18 : كماج خيمه « 2 »

[ ك ما ج خ ى م ] ( تركيب اضافى ) . تخته‌اى گرد سوراخ‌دار كه بر ستون خيمه محكم كنند و چادر خيمه را به روى آن كشند آن را « كليچه » نيز مىنامند . ( از ناظم الاطباء ) .

[ ص 424 ]

( 1395 )

ص 424 ، سطر 5 : سه نفر از خدا بىخبر :

متأسفانه اين سه نفر به خوبى شناخته نشدند . پربازن
( Pere Bazin )
مىگويد : « چون شورشيان كار نادر را ساختند بحرمسراى او رفتند و جواهرات زنهاى او را گرفتند و سپس بچادر سه وزيرى كه مورد اعتماد نادر بودند رونهادند و با كشتن دو نفر از آنها و باقى گذاردن سومى كه معير خان
( Mayar Khan )
نام داشت بغارت اردو پرداختند . معير خان كه از قرار با توطئه‌كنندگان سرو سرّى داشت يكى از مكارترين افراديست كه با حيله‌گرى و مكر در مسند
هامش
( 1 ) - پربازن در نامه‌هاى خود از حرف نشنيدنهاى نادر بهنگام معالجه شكايت‌ها مىكند . ( 2 ) - كلمات « كماچ » ، « كماجه » ، « كماچه » نيز به همين معنى است .
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 799 | ميرزا مهدي خان استر آبادى