نادر نيز او را گرفتار كرد و در سيستان بدست عليقلى خان مسموم شد . از بين رفتن اين سردار پير نيز ضربهء مهلك ديگرى بود كه بر پيكر حكومت نادرى خورد .
( 1398 )
ص 425 ، سطر 21 : فتح آباد
[ ف ت ح عا با د ] ( اسم خاص ) . دهى است از دهستان شهر كهنه بخش حومهء شهرستان قوچان ، واقع در سه كيلومترى شمال باخترى قوچان و 18 كيلومترى شمال جادهء قديمى قوچان بشيروان . اين دهكده در جلگه واقع و هوايش سرد است . « 1 » ( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد نهم ) .
[ ص 426 ]
( 1399 )
ص 426 ، سطر 4 : نيم شب داخل سراپرده گشته پادشاه را مقتول :
ميرزا مهدى خان جريان قتل نادر را با جمال ذكر كرده است براى اطلاع بيشتر از آن قول « پربازن »
( Pere Bazin
طبيب نادر و ديگران در زير آورده مىشود :
چون نادر به فتح آباد رسيد مثل آن بود كه از سرنوشت شوم خود در اين محل خبر داشت در اينمدت همواره ناراحت بود و از ترس براى چند روز اسب يراق و زين كردهاى بدر حرامسراى خود مىبست و پيوسته مترصد حملهء اطرافيان خود بود و نيز چند بار قصد فرار كرد ولى نگاهبانان او او را از اجراى اين قصد منع كردند و به او گفتند كه ما تا آخرين قطرهء خون خود در راه تو جان مىسپاريم .
ذهن نادر را بيشتر محمد قلى خان و صلاح خان ( شايد صالح خان باشد ) مشوش كرده بودند و او سعى مىكرد كه آنها ، بخصوص صلاح خان ، را از خود دور كند .
احمد خان ابدالى كه جوانى 23 يا 25 ساله بود « 2 » و در فتح آباد
هامش
( 1 ) - اعتماد السلطنه ازين نقطه ديدن كرده و در مطلع الشمس آن را مىآورد .
( 2 ) - احمد خان ابدالى ، كه بعدها به احمد خان درانى معروف شد ، فرزند محمد زمان خان فرزند عبد اللّه خان فرزند حيات سلطان است .
در سلسلهء انساب احمد خان چون بالا رويم به خضر بن سرو مىرسيم كه وى از زهاد عصر خود بود و آنقدر در برابر مريدانش احترام داشت كه آنها او را خواجه خضر خطاب مىكردند .
عبد اللّه خان سدوزائى بسال 1129 قمرى با كوچ خود از ملتان بهرات آمد و احمد خان بروايتى در هرات و بروايت ديگر در ملتان متولد شد كه با توجه بسن احمد خان در وقت كشته شدن نادر قول اول اقوى است .
بارى احمد خان روزبروز در نزد نادر كسب منزلت كرد تا آنجا كه معروفست نادر روزى سفارش بازماندگان خود را بعد از خود باحمد خان كرد . چون نادر در فتح آباد كشته شد احمد خان افاغنه مقيم در لشكر نادر را برداشت و بافغانستان برد و سپس دولت افغانستان را مستقل از ايران پايه گذارى كرد .
به « تاريخ احمد شاه درانى » نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 62 رجوع شود .