بستند . آب بر وى كارگر نيامد . پس حواله 283 و سركوب ساخته ، قلعگيانرا هدف تير و تفنگ كردند . بعد از چند روزى كه صواعق بخرمن هستى آن طايفه آتشافروز بود . اهل قلعه بحبل المتين 285 استيمان تشبّث 284 جسته ، معذرتجويان و ندامتپويان ، گردن بربقهء اطاعت گذاشتند . آن حضرت اساس قلعه را بركنده و اهل آن قلعه را كوچانيده به ابيورد و ساير محال پراگنده ساختند . اهل قلعهء باغواده 286 نيز كه طايفهء كوندوزلو 287 افشار بوده ، و در زمرهء اتباع ملك محمود انتظام يافته ، رخ از اخلاص كيشى برتافته بودند ، بعد از تمشيت كار ينگى قلعه ، رايت توجه به آن سمت افراخته ، مدت سه ماه آن قلعه را بمضيق 288 محصورى انداخته ، نخست از دو طرف حوالهها ترتيب داده ، خاك ريخته ، بلند ساخته ، استادان نقبزن و چاهجويان خارا شكن 289 آغاز نقب زدن كردند . مقارن وصول نقب به زير حصار اهل قلعه از كنجكاوى بيل و كلنگ بفكر بيرونيان پى برده ، سررشتهء نقب 290 را بدست آورده ، خواستند كه آب بر آن بسته آتش بيرونيانرا فرونشانند . بيرونيان پيشدستى « 1 » كرده ، نقب را از باروت انباشته ، آتش زدند . چند نفر از قلعگيان كه داخل نقب شده بودند ، دود از نهاد هستىشان برآمده ، با دل سوخته و جگر تفته 291 روانهء ديار عدم شدند . ديوار قلعه نيز منهدم گشت .
امّا قلعگيان باز چوب و خاك ريخته راه دخول بر سپاه نصرتپناه بستند .
چون بنقب كارى ساخته نشد ، بيلداران پيلتوان از اطراف جمع آورده ، چهار حد قلعه را بفاصله صد ذرع كمابيش ، از خاك و خاشاك بمثابهء تل بلند كه بيست سى ذرع عرض و نه ذرع ارتفاع آن ميشد ، استخرگونه سد بستند ، و آب بر آن جارى كردند . در عرض دو ساعت آب احاطه حصار كرده ، رخنه براساس ثبات و قرار ديوار انداخت . بنياد قلعه بتردستى آن سيل بىامان چون خانهء حباب به آب رسيده ، و در بروج و بيوت آن آثار
خاوِيَةٌ عَلى
هامش
( 1 ) - در نسخهء « و » و « ح » و « ط » : « تيز دستى . »