كردند . - گروهى از آنها بشبه جزيرهء كريمه مهاجرت نمودند و در آنجا سكنى گزيدند - مردم نقاى ترك زبان و بسيار غيورند .
( از قاموس الاعلام تركى ) و به « تاريخ داغستان » نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 518 رجوع شود .
[ ص 381 ]
( 1316 )
ص 381 ، سطر 9 : سحاب
[ س حا ب ] ( اسم ) . ابر بهار .
( از اقرب الموارد ) .
( 1317 )
ص 381 ، سطر 20 : اكليل
[ ا ك لى ل ] ( اسم ) . تاج ، چيزى مانند سربند كه مزيّن بجواهر كنند . « 1 »
( از آنندراج ) .
( 1318 )
ص 381 ، سطر 21 : فرقدان « 2 »
[ ف ر ق د ا ن ] ( اسم خاص ) . نام دو ستارهايست نزديك قطب شمال كه گرداگرد قطب مىگردند .
( از آنندراج ) .
[ ص 383 ]
( 1319 )
ص 383 ، سطر 3 : مريوان
[ م ر ى و ا ن ] ( اسم خاص ) . ناحيتى است واقع در كردستان بحدود زير :
شمال و باختر : كشور عراق ؛
جنوب بخش زرآب ( اورامان ) ؛
مشرق : بخش مركزى سنندج ؛
شمال خاورى : دهستان خورخوره از بخش بانه شهرستان سقز ؛
اين ناحيه داراى كوههاى مرتفع و درياچه و رودخانهء زياد است . - آب هواى آن نسبت بنقاط مختلف آن متغير است .
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد 5 ) .
هامش
( 1 ) - نام منزل هفدهم قمر و آن سه ستاره به شكل مثلث و به صورت تاج بر پيشانى عقرب است - گوشت گرداگرد ناخن - ابر كه شبيه پرده نمايان گردد . ( از آنندراج ) .
( 2 ) - گاهى آن را به شكل « فرقدين » [ مثنى در حالت نصبى و جرى ] به كار مىبرند .