تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 777

مساهمون:

ص٧٧٧
( 1309 )

ص 374 ، سطر 8 : تطرق

[ ت ط ر ر ق ] ( مصدر باب تفعل ) . منشعب شدن ، جدا شدن . ( از اقرب الموارد ) . ( 1310 )

ص 374 ، سطر 16 : ولا

[ و لا ] ( مصدر ثلاثى مجرد ) . دوستى ، محبت . ( از آنندراج ) .

[ ص 375 ]

( 1311 )

ص 375 ، سطر 15 : علامى

[ ع ل لا مى ] ( صفت نسبى ) . « 1 » نيك دانا ، بسيار عالم . ( 1312 )

ص 375 ، سطر 15 : فهامى

[ ف ه ها مى ] ( صفت نسبى ) . بسيار فهيم ، بسيار دانا .

[ ص 376 ]

( 1313 )

ص 376 ، سطر 12 : مقرنس

[ م ق ر ن س ] ( اسم مفعول ) . عمارتى كه آن را به صورت قرناس ساخته‌اند ، قرناس [ ق ر نا س ] بينى كوه است . بدين ترتيب مراد از مقرنس عمارت بلند و بناى عالى و مدوّر است . ( از آنندراج ) .

[ ص 380 ]

( 1314 )

ص 380 ، سطر 15 : قومان

[ قو ما ن ] ( اسم خاص ) . نام يكى از اقوام كوچك ترك است كه در قرن يازدهم ميلادى بجنوب روسيه « 2 » يورت گزيدند و به زمان مغولان بمجارستان هجرت كردند و مجاران در كشور خود به آنها جا و مسكن دادند و بتدريج خوى مجارى پذيرفتند و سلسلهء مماليك ( پادشاهان مصرى ) ازين قبيله‌اند . ( از قاموس الاعلام تركى ) . ( 1315 )

ص 380 ، سطر 15 : نقاى « 3 »

[ ن قا ى ] ( اسم خاص ) . نام طايفه‌اى از تاتارهاى شرقى است كه در يورتى بين بحر خزر و بحر سياه سكونت دارند . در زمان حكومت مغولان و بعد از چنگيز خان اين طايفه تحت استيلاء مغولها در آمدند و مسلمان شدند . بعدها محل و يورتشان از جنوب و مغرب و شمال توسعه يافت و شمالا تا رود ولگا رسيد . عثمانيها و پس از آنها روسها بر اين طايفه حكومت
هامش
( 1 ) - اين كلمه مركب از « علام » عربى و « ياى » تفخيم است كه در صفات نسبى به كار مىآيد . ( 2 ) - يورت آن دسته‌اى از آنان كه بمجارستان نرفتند در قرب يورت طوايف چركس است . مينورسكى مىگويد تركها اين طايفه را « قوميق » مىنامند ( پاورقى صفحهء 92 تاريخچهء نادر شاه ) . ( 3 ) - در قاموس الاعلام اين نام « نوغاى » ضبط شده و در تاريخ داغستان نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 2368 آن نيز « نوغاى » آمده است .
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 777 | ميرزا مهدي خان استر آبادى