از قرارى كه ميرزا مهديخان و ديگران نوشتهاند : نادر بهنگام بازگشت بايران در طى راه دستور داد تا جواهرتراشان هندى و ايرانى تخت ديگرى با خيمه و خرگاه لايق بسازند و بانواع جواهرها بيارايند و آن را تخت نادرى نام نهاد .
مىگويند چون نادر در فتح آباد قوچان كشته شد تخت نادرى و تخت طاووسى بدست كردان خراسان قطعهقطعه شد و حتى فريزر كه بسال 1822 ميلادى از خراسان گذشته است نقل مىكند كه پير مردى از ايلات كرد را ديدم كه نقل از قطعهقطعه شدن تخت طاووسى و چادر مرواريد دوز نادرى مىكرد كه او هم از آن قطعات بهرههاى زيادى داشت .
مجمع التواريخ تصريح مىكند كه بهبود خان تخت طاووسى را از راه دورى بنزد شاهرخ ميرزا آورد و سيد محمد معروف بشاه سليمان صفوى برين تخت جلوس كرد .
اوژن فلاندن مينويسد : « وقتى كه نادر شاه بدهلى رفت از جملهء آثار گران قيمتى كه آورد تختى بود كه بواسطهء شباهت بپر طاوس تحت طاووسى نام داشت و چون « جهانگشا » ( شايد آغا محمد خان باشد ) برين تخت و جواهرات آن خبر يافت گفت نمىتوانم بر روى اين همه جواهر بنشينم لذا دستور داد تا جواهرات آن را جدا كرده به فروش رسانند » . چون منشاء و اصل قول اوژن فلاندن معلوم نيست كه از كجاست ؟ لذا قول او قابل اهميت نيست و نمىتوان به آن استناد كرد . علاوه برين بعضى ديگر مىگويند كه تخت طاووسى را بواسطهء اشكال در حمل و نقل خود نادر پياده كرد و قطعهقطعه نمود و به فروش رساند .
لرد كرزن نقل مىكند طبق تحقيقاتى كه در تهران نمودم آغا محمد - خان در مشهد پس از شكنجه زياد موفق شد از شاهرخ نشان گنجهاى نادرى را بگيرد و در بين آنها قطعات زيادى از بقاياى تخت طاووسى بود .
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 749
مساهمون: ميرزا مهدي خان استر آبادى
ص٧٤٩