دو ساعت از روز بر آمده بود نادر غضب آلود بر اسب خود سوار شد و بجانب مسجد روشن الدوله رفت . ضمن راه بسربازان خود دستور داد كه به آرامى مردم را متفرق كنند ولى رجّاله شهر جرىتر شده بيشتر شوريدند و معروفست به او تيرى انداختند كه از او رد شد و بصاحبمنصب او خورد . اين عمل آتش خشم نادر را تيز كرد و بر اثر آن دستور داد : « ازين نقطهء تا هر كجاى شهر كه قزلباشى كشته شده باشد آن ناحيه با خاك يكسان شود » . سربازان سلحشور و ورزيده و خشم آلود نادر هنوز اين كلام تمام نشده بود كه دست به كار شدند و از بامها و ديوارها بالا رفتند و بهر بىگناه و باگناه شمشير راندند و آنچنان خرابى و كشتار در شهر راه انداختند كه پس از حملهء تيمور تا آن روز دهلى نظير آن را به ياد ندارد . - سايكس مىگويد هنوز در بازار دهلى قتلهاى موحش را قتل « نادر شاهى » مينامند . محل اين كشتار را فريزر بحدود زير مىآورد :
« خونريزى از بازار صرافان كه جلو قلعه است تا عيدگاه قديم كه يك فرسخ و نيم است در گرفت از يكطرف تا مقبرهء حبطلى و از طرف ديگر تا بازار تنباكو فروشان و پل ميطائى سربازان مشغول كشتن بودند . تمام كوچهها و بازارها كه در اطراف بازار خانم و مسجد جامع و بازار پنبه و جواهرفروشان بود بتاراج رفت . لطفعلى خان كه مأمور قتل و غارت محلهء سمت ميدان سعد اللّه خان و دروازهء دهلى بود چون بخانهء سربلند خان رسيد سربلند خان بملاقات او رفت و گفت اهل اين محله تقصيرى ندارند و با وعدهء مبلغى به آنها آنان را از قتل و غارت بازداشت . »
پس از اين همه كشتار محمد شاه بوساطت اهل شهر برخاست و نظام - الملك و قمر الدين خان را بنزد نادر براى تقاضاى عفو و بخشايش فرستاد .
نادر بر اثر خواهش و تقاضاى آنها راضى به عفو شد و حاجى فولاد خان حاكم نظامى شهر را باتفاق عدهاى نسقچى به شهر فرستاد و دستور ختم عمل را به آنها رسانيد .
عبد الكريم مىگويد ديسيپلين قشون ايران باندازهاى بود كه چون امريه
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 747
مساهمون: ميرزا مهدي خان استر آبادى
ص٧٤٧