تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 750

مساهمون:

ص٧٥٠
اين همه اقوال در يك امر باهم توافق دارند و آن وضع مبهم تخت طاووسى است در اوايل قرن سيزدهم ، و بايد توجه داشت آنچه بعدها بنام تخت طاووس شايع شد با تخت طاووسى نادر كاملا فرق دارد . توضيح آنكه : چون فتحعلى شاه بر اريكهء شاهى تكيه زد برسم شاهان ساسانى و كيانى ميل بجلوس بر تخت جواهرنشان كرد و براى اينمنظور بمحمد حسين خان نظام - الدوله بيگلر بيگى اصفهان دستور داد تا صنعتكاران اصفهانى تخت شاهى براى او بسازند . هنرمندان چيره دست اصفهانى پس از سالى تخت مرصعى براى او ساختند و فتحعلى شاه در نوروز 1216 هجرى قمرى برين تخت جلوس كرد و آن را « تخت خورشيد » ناميد . بعدها دل هوسباز آن پادشاه بدام عشق دختركى كه اصل گرجى داشت ، بنام طاووس ، افتاد و اين دختر كه در اصفهان ميزيست بامر فتحعلى شاه بمعتمد الدولهء نشاط سپرده شد تا ادب آموزد و چون بسن ازدواج رسد جزء پردگيان شاهى درآيد . دخترك سالى چند رنج ادب برد و بسن ازدواج رسيد و آداب دربارى ياد گرفت . شاه به فرزند خود شجاع السلطنه دستور داد كه مراسم عروسى او را ( فتحعلى شاه ) با « طاووس » هرچه باشكوه‌تر برپا كند . پسر محض رضاى دل پدر آنچه مىتوانست سعى كرد ، از آن جمله قرار شد كه شب زفاف با طاووس بر روى اين تخت بسر آيد . چون آن شب طى شد تخت خورشيد بنام طاووس زوجهء شاه نام گرفت و به تخت طاووس موسوم شد . متأسفانه تشابه لفظى بين نام اين دو تخت اغلب تاريخ‌نويسان قاجارى را بر اين داشته كه تخت خورشيد فتحعلى شاه را تخت طاووسى نادرى دانند در حالىكه از آن نادر جز نام و نشان چيز ديگر نيست و آنچه بنام تخت طاووس فعلا در كاخ گلستان موجود است تخت خورشيد فتحعليشاه است . براى اطلاع بيشتر بمقاله ممتّع آقاى ذكاء در مجلهء نقش و نگار شماره هفتم رجوع شود « 1 » .
هامش
( 1 ) - پربازن طبيب نادر را نيز در اين باره قولى است كه نمىتوان به آن اعتنا كرد . بنامه‌هاى « پازن » رجوع شود .