مغولى مىبايستى خود را تا هفت پشت بخاندان عروس معرفى كند . براى اين منظور شاهزاده نزد پدر آمد و جهت شناخت اجداد خود از او پرسيدن گرفت .
نادر گفت تو خود را پسر نادر و نادر را پسر شمشير معرفى كن و سپس با شمشير بالارو . و با اين ترتيب بعوض هفت پشت تا هفتاد پشت را مىتوانى معرفى كنى .
[ ص 323 ]
( 1196 )
ص 323 ، سطر 1 : جمون « 1 »
[ ج م ن ] ( اسم خاص ) . نام دو رودخانه « 2 » است بهندوستان . يكى « جمون غربى » كه از قرب كوه شوالك جدا شده و از كنار حصار و هريانه گذشته و در دهلى برودخانهء « جمنا » ملحق مىشود . طول اين نهر چهار صد و چهل ميل است . ديگرى « جمون شرقى » اين نهر از جانب شمالى سهارنپور جدا شده و در زير دهلى برودخانهء جمنا مىپيوندد . طول آن نيز يكصد و چهل ميل است .
( از جغرافياى هندوستان نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 1637 ) .
[ ص 324 ]
( 1197 )
ص 324 ، سطر 13 : گاو ماهى
[ گا و ما هى ] ( اسم خاص ) . گاوى كه پاى بر پشت ماهى دارد و زمين را بر شاخ خود گرفته . - حيوانى است كه در افسانهها گويند كرهء ارض بر پشت او ايستاده است :
ز زخم سمش گاو ماهى ستوه * بجستن چو برق و بهيكل چو كوه .
( از فردوسى بنقل از لغتنامه دهخدا ) .
[ ص 329 ]
( 1198 )
ص 329 ، سطر 9 : هميان
[ ه م يا ن ] ( اسم ) . كيسهء طولانى كه بر كمربندند ؛ كمر ، ميان بند ، شلوار .
( از ناظم الاطباء ) .
( 1199 )
ص 329 ، سطر 13 : سه برگه
[ س ب ر گ ] ( اسم ) . يونجه . شبدر .
( از ناظم الاطباء ) .
هامش
( 1 ) - در جغرافياى هندوستان اين نام بدون « واو » آمده است .
( 2 ) - در جهانگشا اين نام به صورت « درياى جمون » ضبط شده است و مقصود از كلمهء دريا « رود » است . در « جغرافياى هندوستان » و « قاموس جغرافيايى افغانستان » به چندين جا از رود به دريا تعبير شده است .