شماخى « 1 » و در غرب آن . قدسى مىگويد : چون محل آقسو « 2 » در آن نواحى از ساير امكنه بهتر بود و آب كر نيز به آنجا مىنشست ، نادر شهر آقسو را بنا نهاد بارى آقسو از جمله شهرهايى است كه نادر ساخته است . به « تاريخ داغستان » نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 518 و « تاريخچهء نادر شاه مينورسكى » رجوع شود .
[ ص 248 ]
( 987 )
ص 248 ، سطر 19 : مهابت
[ م ها ب ت ] ( مصدر ميمى ثلاثى مجرد ) . بيم ، ترس ؛ خشم ؛ بزرگى ، عظمت ، شكوه - اين كلمه در زبان مغولان به « فيلبان » نيز اطلاق مىشود « 3 » ( از آنندراج ) .
( 988 )
ص 248 ، سطر 19 : صلابت
[ ص لا ب ت ] ( مصدر ثلاثى مجرد ) . سخت بودن ، سخت گرديدن ، محكم شدن . ( از اقرب الموارد ) .
[ ص 249 ]
( 989 )
ص 249 ، سطر 6 : شمس الدينلو
[ ش م س د د ى ن لو ] ( اسم خاص ) . نام طايفهاى از تركانست « 4 » كه بحدود قراباغ « 5 » سكونت داشتهاند . محال و يورت ايشان نيز به همين نام بوده است . صاحب تاريخ داغستان ( نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 518 ) مىگويد پس از كشته شدن علاء الدوله ذو القدر « 6 » نوههاى او بمحال شمس الدينلو آمدند و محال مزبور از آن ايشان شد .
هامش
( 1 ) - لكهارت آن را در 15 ميلى جنوب باخترى شماخى مىآورد .
( 2 ) - در عالم آراى عباسى از رود « آقسو » كه ازين محل مىگذرد نامبرده شده است . ( صفحهء 680 ) .
( 3 ) - اخذ معنى « فيلبان » از لفظ « مهابت » بر اثر ابدال « واو » به « باء » در كلمه هندى « مهاوة » ، است ، زيرا « مهاوة » بهندى « فيلبان » است . ( از آنندراج ) .
( 4 ) - عالم آراى عباسى از امراء اين ايل و حكومت آنها بر قراباغ - از جانب صفويان - ياد مىكند .
( 5 ) - قراباغ ناحيتى است در شمال ارس و شرق رود كر . - حاكمنشين آن سوشى نام دارد . ( از نقشهء جغرافياى بغايرى و تعليقهء مينورسكى بر تذكرة الملوك ) .
( 6 ) - ذو القدر ايلى تركنژاد است كه در البستان شمال مرعش ( مرعش شهريست از شهرهاى شام و از جند قنسرين كه جانب جنوبش گشاده و اصل شهر در زمين پست و بلند افتاده و شيروانى اين ناحيه را ديده است ) زندگى مىكردند و بعدها حكومتى تشكيل دادند كه آخرين آنها علاء الدوله است . اين شخص بدست سلطان سليم عثمانى از بين رفت . مينورسكى كلمهء ذوالقدر را معرب « ذو الغدر » تركى مىداند . اينك نام شاهان اين سلسله :
1 - زين الدين قرهجه
4 - نصير الدين محمد بيك بن خليل
7 - شاه بوداق بيك بن سليمان
2 - خليل بيك بن زين الدين
5 - سليمان بيك بن نصير الدين
8 - شهسوار بيك بن سليمان
3 - سولى بيك زين الدين
6 - ارسلان بيك بن سليمان
9 - علاء الدوله بن سليمان