غارت و غنيمت .
( از ناظم الاطباء ) .
( 959 )
ص 235 ، سطر 12 : چارخمور
[ ؟ ] ( اسم خاص ) . اين نام بىشك غلط و صحيح آن چاخمز است و چاخمز ناحيتى است بحوالى شكى « 1 » . بنابر قول عباسقلى قدسى قلعهء آن از مستحدثاث سرخاى خان بوده كه بدست طهماسبقلى خان جلاير غارت و آتش زده شده است .
به « گلستان ارم » نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 2368 رجوع شود .
[ ص 236 ]
( 960 )
ص 236 ، سطر 6 : خسكرك
[ ؟ ] ( اسم خاص ) . اين نام بىشك غلط و صحيح آن « خسرك » « 2 » است و آن نام قريه است در حوالى غازى قموق . - سرخاى خان بعد از شكست از راه ميان كوه بالاتر از خسرك فرار كرد .
بتاريخ داغستان ( گلستان ارم ) . نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 518 رجوع شود .
[ ص 237 ]
( 961 )
ص 237 ، سطر 4 : آوار
[ عا ر ا ر ] ( اسم خاص ) . نام طايفهاى از طوايف لزگى است كه بداغستان و در اطراف نهر « كوك سو » سكنى داشتهاند . اين قوم مسلمان و سنى مذهب بوده و بدفعات براى حفظ استقلال خود با روسها جنگ كردهاند كه سرانجام در مقابل روسها تسليم شدند . زبان آوارها زبانى شبيه به زبان لزگى هاست و حاكم نشين آنها سرزمينى بوده است بمساحت 1520 كيلومتر مربع ( از قاموس الاعلام تركى ) و به « كلمهء
« Avare »
در لاروس بزرگ .
رجوع شود .
( 962 )
ص 237 ، سطر 16 : آثام
[ عا ثا م ] ( جمع اثم ) . اثم بمعنى گناه ، مى ، قمار ، هر كارى كه
هامش
( 1 ) - چاخمز در شمال شكى و غرب كوتكاشين قرار دارد . ( از نقشه جغرافيايى بغايرى ) .
( 2 ) - در نسخهء خطى داغستان بشمارهء 2368 اين قريه « خزيك » ضبط شده است .