تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 681

مساهمون:

ص٦٨١
دوم سرير كه در شمال غربى و بسه منزلى دربند قرار دارد . شاه آن را فيلان شاه مىگويند و بردين نصارى است . بعضىها در تسميهء اين شهر به سرير براينند كه يزدجرد ساسانى چون از اعراب مغلوب شد تخت خود را بوسيله يكى از اولاد بهرام چوبين بكوه فتح يعنى قفقاز فرستاد و او آن تخت را بناحيتى كه حالا سرير مىگويند قرار داد . بعض ديگر ، چون حكيم نظامى ، وجه تسميهء آن را سرير از آنجهت مىدانند كه تخت كيخسرو در آنجا بغارى بوده است ، بالاخره رأى گروه سوم برين است كه شاه اين ناحيه بر كرسى زرين مىنشيند . نزديك سرير ملك رزه گران است كه حالا كوبه‌چى مىنامند . سوم كوهستان قوموق است كه بر جانب شمالى سرير و غربى قيطاق قرار دارد و مردم آنجا بردين نصارىاند . ايشانرا پادشاه نيست و اين ناحيه بر سر راه ملك « الان » است . ( از تاريخ داغستان نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 2368 ) . ( 951 )

ص 232 ، سطر 16 : قرال

[ ق - يا - ق ر ا ل ] ( اسم ) . كلمه‌ايست تركى بمعنى پادشاه و سردار و مهتر قوم . ( از آنندراج ) . ( 952 )

ص 232 ، سطر 20 : كنگره

[ ك ن گ ر ] « 1 » ( اسم ) . بلندى هر چيز را گويند عموما و آنچه بر سر ديوار حصار و قلعه و ديوارهاى ديگر سازند و آن را عربان « شرفه » خوانند . ( از آنندراج ) .

[ ص 233 ]

( 953 )

ص 233 ، سطر 15 : ايلجى

[ ا ى ل جى ] ( اسم خاص ) . در تاريخ داغستان اين نام « مجى » آمده كه درسى فرسخى شماخى واقع و از اصعب مواضع آن ناحيه است . « 2 »
هامش
( 1 ) - در آنندراج اين كلمه بضم كاف و گاف ضبط شده و در اصطلاح فارسى زبانان كنگره نوك ديوارهاى قلاع است كه فراز و نشيب دارد و شبيه خطوط منكسر مىباشد . ( 2 ) - در بعضى نسخ « ايلقى » .