در حركت آئيم پس از طى پنج فرسخ راه به « جديده » ميرسيم . در بين راه بفاصلهء يك فرسخى بغداد محلى است بنام « توابى طهماس » « 1 » كه از قرار معسكر نادر بوده است . چون از جديده به حركت خود ادامه دهيم و در حدود هفت و هشت فرسخى طى كنيم بتعدادى قراء ، بفاصله يك فرسخ از هم ، مىرسيم كه يكى از آنها « دوخاله » است .
( از رحلهء منشى بغدادى صفحات 49 و 50 متن عربى ) .
( 857 )
ص 197 ، سطر 8 : نهروان
[ ن ه ر و ا ن ] ( اسم خاص ) . چون از بغداد به طرف كركوك رويم راه از نهروان مىگذرد ، يعنى پس از بغداد به « جديدة » مىرسيم و از جديده اگر بمسافت هفت فرسخ پيش رويم بنهروان خواهيم رسيد . نهروان نهريست قديمى و بدون آب كه مبدء و منتهايش معلوم نيست . در جنب آن منزلگاهى است به اين نام « 2 » .
( از رحلهء منشى بغدادى صفحهء 53 متن عربى ) .
( 858 )
ص 197 ، سطر 13 : براعت استهلال
[ ب ر ا ع ت ا س ت ه لا ل ] ( تركيب اضافى ) .
صنعتى است در انشاء كلام كه دال بر مقصد و مبتنى بر مراد باشد . مثل آنكه مصنف و يا شاعر در ابتداى خطبهء كتاب و يا در مطلع قصيده الفاظى چند ايراد كند كه مشعر بر مطلب او بود .
( از ناظم الاطباء ) .
( 859 )
ص 197 ، سطر 22 : حظيره
[ ح ظى ر ] ( اسم ) . جاى خرما خشك كردن - محوطهء چوپانى « 3 »
( از منتهى الارب ) .
[ ص 198 ]
( 860 )
ص 198 ، سطر 7 : مسجد براثى
[ م س ج د ب ر ا ثا ] ( اسم خاص ) . مسجديست بر سر راه بين كاظمين و بغداد . اين مسجد كوچك و نام ديگرش « مسجد
هامش
( 1 ) - اين كلمه تركيب اضافى است و مضاف آن جمع تابيه بمعنى « تل » است و مضاف اليه آن مخفف طهماسبقلى - لقب نادر - مىباشد .
( 2 ) - اين محل همانجايى است كه حضرت على بر خوارج زد و آنانرا شكست داد .
( 3 ) - تركيب خطيرة القدس از اين كلمه و بمعنى بهشت است . ( از اقرب الموارد ) .