دارد و بسبب آن تل به « قراتپه » موسوم است . - چون باران به اين تل ببارد در آن سكههايى از مس و نقره و طلا يافت مىشود . - عرض اين تل 50 ذرع و ارتفاع آن 20 ذرع است .
( از رحلهء منشى بغدادى ص 45 متن عربى ) .
( 845 )
ص 193 ، سطر 14 : كرپى
[ ك ر پى ] ( اسم خاص ) . اين نام مخفف « داشكرپى » « 1 » و « داشكرپى » كلمهء تركى است بمعنى « پل سنگى » . سيف الدوله قاجار در حدود صد و اندى سال پيش ازين محل گذر كرده و آن را چنين وصف مىكند :
« داشكرپى پل سنگى است بر روى دجله در يكساعتى « 2 » دياربكر ، راه همه سرازير و در دره و داراى باغها و آسياهاى متعدد كه همه از رود دجله مشروب مىشود » . « 3 »
( از سفرنامهء مكه نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 761 ) .
( 846 )
ص 193 ، سطر 20 : دياربكر
[ د يا ر ب ك ر ] ( اسم خاص ) . چون از حلب به طرف عراق حركت كنيم پس از گذشت از « حيين » و « بيگلربيگى » و « خان افشار » و « قايماق » به « دياربكر » ميرسيم . از « قايماق » تا « كوده » ده ساعت و از « كوده » تا « دياربكر » چهار ساعت راه است ، راه سنگلاخ و از پستى و بلندى مىگذرد در بين راه دره وسيعى است كه آباديها و مزارع و مراتع نسبة زيادى دارد .
شهر دياربكر در جلگه واقع و شمال و مشرق آن در دره بسيار گود و بزرگى قرار دارد كه شط بغداد در آن جارى است . قلعهء دياربكر بسيار مرتفع و داراى خندق هاى محكمى است بناهاى آن سنگى و از سنگى ساخته شده كه عجمان آن را « سنگ پا » ميگويند . مسجد جامع آن ، كه پيش از اسلام آتشكده بوده ،
هامش
( 1 ) - مينورسكى آن را « دشت كورپى » و « تاش كوپرو » ذكر كرده است .
( 2 ) - مقصود از مدت فوق مدتى است كه كلك به روى دجله مسافت بين دياربكر و داشكرپى را مىپيمايد .
( 3 ) - دهات اطراف « پل سنگى » نيز به اين نام مشهور است .