( 830 )
ص 190 ، سطر 14 : كرند
[ ك ر ن د ] ( اسم خاص ) . يكى از بخشهاى شهرستان شاه - آباد است كه از شمال به گوران و از جنوب ببخش گيلان غرب و از خاور ببخش مركزى شاهآباد و از باختر بدهستان پاطاق از بخش پل زهاب قصرشيرين محدود است . - قصبه مركزى آن كرند است كه از شهرستان شاهآباد مىباشد و در 35 كيلومترى شمال باخترى شاهآباد و 80 كيلومترى قصرشيرين و كنار راه شوسه قرار دارد . ( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد 5 ) .
( 831 )
ص 190 ، سطر 17 : كاروان
[ كا ر و ا ن ] ( اسم خاص ) . در جهانگشا اين نام چنين آمده است . مينورسكى آن را « گاروان » ذكر كرده و « گهواره » احتمال داده است . مرحوم رشيد ياسمى مىگويد « گهواره » نيز صحيح نيست و كوهى كه درين ناحيه وجود دارد بنام گاره [ ؟ ] كه مخفف « گاوراه » است و در پنج فرسخى مشرق كرند قرار دارد
( از تاريخچه نادر شاه مينورسكى ) .
( 832 )
ص 190 ، سطر 18 : قلاووزى
[ ق لا و و ز ى ] ( حاصل مصدر ) . هدايت ، دلالت .
( از ناظم الاطباء ) .
[ ص 191 ]
( 833 )
ص 191 ، سطر 4 : كريوه
[ ك ر ى و ] ( اسم ) . كوه پست و پشتهء بلند ، زمين بلند و پشتهء خاكى كه باران آن را رخته كرده و به زير آمده باشد . زمين سراشيب ، راه دشوار . ( از ناظم الاطباء ) .
( 834 )
ص 191 ، سطر 9 : ناوك
[ نا و ك ] ( اسم ) . تير خرد و كوچك ؛ تيرى كه بچابكى و راستى بنشانه برخورد ؛ تيرى كه از نى ساخته شده و مرغان را بدان شكار كنند - لوله ميان كاواك كه در آن تير كوچك گذاشته مىاندازند - دستگير كمان .
( از ناظم الاطباء ) .
[ ص 192 ]
( 835 )
ص 192 ، سطر 3 : صهيل
[ ص هى ل ] ( اسم ) . آواز اسب ، شيههء اسب .
( از اقرب الوارد ) .
( 836 )
ص 192 ، سطر 8 : جوزهر
[ ج و ز ه ر ] ( اسم ، اسم خاص ) . سرودم اژدها - ستاره ذوذنب