[ ص 193 ]
( 841 )
ص 193 ، سطر 1 : بلادت
[ ب لا د ت ] ( مصدر ) . كند هوش بودن ، كودن بودن .
( از ناظم الاطباء ) .
( 842 )
ص 193 ، سطر 2 : دياله
[ د يا ل - يا - ل ] ( اسم خاص ) . نام روديست كه در قسمتهاى مختلف باسامى « گاورود » و « سيروانرود » و « دياله » خوانده مىشود .
اين رود از كوههاى حوالى گردنهء اسدآباد در مغرب كوه الوند سرچشمه مىگيرد و بسترش از مشرق به مغرب تا سرحد عراق است . - اين رود در طول بستر خود از تنگههاى باريك راهى براى خود حفر مىكند و با گذشت از جبال « شاهو » و « كلهسر » به طرف جنوب غربى منحرف مىشود و بالاخره بدجله ميريزد .
( از جغرافياى طبيعى كيهان ص 96 ) .
( 843 )
ص 193 ، سطر 5 : خرماتو « 1 »
[ خ ر ما تو ] ( اسم خاص ) . قريهايست از قراء كركوك بعراق . - در قرب خرماتو نهر بزرگى است كه در بهاران بسيار پرآب است . در يكى از كوههاى نزديك آن معدن نفط سياه و نمك وجود دارد . در قلّه كوه ديگر و نزديك به خرماتو قلعهايست كه يكى از چهار ديوار آن خراب شده است . اهالى آنجا كرد و مذهبشان على اللهى و بسيار غريبنوازند .
( از رحلهء منشى بغدادى ص 55 متن عربى ) .
( 844 )
ص 193 ، سطر 14 : قراتپه
[ ق ر ا ت پ پ ] ( اسم خاص ) . چون از بغداد به طرف سليمانيه حركت كنيم در بين راه قراتپه واقع و فاصله آن از « دللىعباس » شش فرسخ است .
قراتپه قريه بزرگى است كه ساكنينش كرد و عربند و اغلب به زبان تركى صحبت مىكنند . اين قريه در جنب تل بزرگى از خشت و گل قرار
هامش
( 1 ) - صاحب رحله اين محل را « دوزخرماتو » و حاشيهءنويس رحله آن را « توزخرماتو » ضبط كرده است .