دشت مينو حاجيلر « 1 » مىگفتهاند . ( از لغتنامهء دهخدا ) .
( 787 )
ص 179 ، سطر 10 : چنديز
[ ؟ ] ( اسم خاص ) . در بعضى از نسخ جهانگشا « جندير » و در عالمآراى نادرى و بعض نسخ ديگر جهانگشا « چندير » آمده است . - محل آن طبق قول عالمآراى نادرى سرحد دشت قبچاق - حد جانب ايران - تعيين شده است . « 2 »
به حاشيهء ورق 149 « عالمآراى نادرى » نسخهء چاپ عكسى روسيه رجوع شود .
( 788 )
ص 179 ، سطر 16 : آبكده ليك
[ ؟ ] ( اسم خاص ) . اين نام بىشك غلط « 3 » و در فرهنگ جغرافيايى ايران جلد نهم « ايلدليك » [ ا ى ل د لى ك ] « 4 » آمده بمختصات زير :
دهى است از دهستان لاين بخش كلات شهرستان درهگز ، واقع در 31 كيلومترى شمال باخترى كلات و در درون درهاى به آن نواحى ، هواى اين دهكده معتدل و آبش از رودخانه است .
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد نهم ) .
( 789 )
ص 179 ، سطر 17 : چشمهء حسينخان
[ چ ش م ى ح س ى ن خا ن ] ( اسم خاص ) .
هامش
( 1 ) - فرهنگ جغرافياى ايران ( جلد دوم ) در ذيل « مينودشت » مىگويد نام قديم اين محل « حاجىلر » بوده است .
( 2 ) - در حاشيهء عالمآراى نادرى از تعداد قشونى كه بايد در اين قلعه ساخلو گذارده شود ( سه هزار غلام ) و نيز از عمل اين ساخلو بتفصيل بحث شده است . ظاهرا قصد نادر آن بود كه به اين وسيله جلوگيرى از اعمال آتى تركمانان يموت و كوكلان بنواحى جنوبى كند . - آنچه به نظر حقير ميرسد اين ناحيه بايد چندر [ بضم « چ » و « د » ] باشد و « چندر » نام رودخانه و درهايست كه بشمال خط سرحدى ايران - حد ايران و تركستان روس - قرار دارند و خط سرحدى در سمت شمال از قلل كوههاى فاصل بين دره چندر و سومبار مىگذرد و رودخانهء چندر نيز آبش به دو قسمت مىشود قسمتى بايران و قسمتى ديگر بروسيه مىرود . به قرارداد 1881 ميلادى بين ايران و روسيه رجوع شود .
( 3 ) - در نسخ مختلف جهانگشاى نزد حقير اين دهكده بنامهاى « بكدهليك » و « ايكدهليك » نيز آمده است .
( 4 ) - نقشهء جغرافياى بغايرى آن را « ايدليك » ضبط كرده و به نظر اين ضبط صحيح است چه « ايدليك » به معناى « سنجدزار » است .