[ ص 173 ]
( 776 )
ص 173 ، سطر 5 : عباسآباد
[ ع ب با س عا با د ] ( اسم خاص ) . نام محلتى بوده است باصفهان كه فعلا خيابان عباسآباد از آن مىگذرد اين خيابان در جهت خاور بباختر قرار دارد و مبدأش چهارباغ و منتهايش خيابان شاهپور است .
( از « فرهنگ جغرافيايى ايران » جلد دهم ذيل كلمهء اصفهان و به « نصف جهان فى تعريف اصفهان » رجوع شود . )
( 777 )
ص 173 ، سطر 16 : در بيان مصالحهء شاه طهماسب :
شاه طهماسب بر اثر شكستهاى متوالى در دهم ژانويهء 1732 ميلادى تن بمصالحهء با عثمانى داد ( در جهانگشا مفاد اين صلحنامه آمده است ) . طبق اين صلحنامه تبريز بايرانيان برگشت بازگشتن تبريز بايرانيان مخالف نظر اغلب عثمانيها بود و ايجاد نارضائى زياد كرد ولى تركها از ترس نادر تن به امضاء آن دادند « 1 » گرچه بر اثر آن عثمان پاشا از صدرات عظمى خلع شد ( جريان خلع او در ذيل توپال عثمان پاشا خواهد آمد ) ولى باز عهدنامه به امضاء رسيد .
از تاريخ نادر شاه لكهارت متن انگليسى
( 778 )
ص 173 ، سطر 22 : ماردين
[ ما ر د ى ن ] ( اسم خاص ) . مشرف به شهر دنيسر و در سه فرسخى شمال آن بين راه راس العين و نصيبين قلعهء ماردين قرار داشته و اين قلعه در قرن چهارم بنام دژ ماردين موسوم و پايگاه امراى حمدانى بوده است .
و دژ ماردين در قلّه كوهى بوده كه در سمت جنوبيش آبادى بزرگى وجود داشته است . در قرن ششم اين آبادى پرجمعيت و خانههايش چون پلكانى بالاى يكديگر بود . ابن بطوطه از ماردين ديدن كرده است و از پارچههاى پشمين آن نام مىبرد . در آن زمان دژ ماردين به « قلعة الشهباء » معروف بوده است .
به « سرزمينهاى خلافت شرقى » رجوع شود .
[ ص 174 ]
( 779 )
ص 174 ، سطر 7 : قورچىباشى
[ قو ر چى با شى ] ( اسم ) . رئيس جبهخانه ، رئيس اسلحهخانه . ( از ناظم الاطباء ) .
هامش
( 1 ) - رجوع به كتاب هامر« Hammer »فصل شصت و ششم شود .